|
اگر میهنم من را نمیخواهد من هم او را نمیخواهم، جهان فراخ است.( هوگو گروتیوس)
|
داستان این مطلب الپر درباره عملكرد اين آقا در در دوران حضورش درايران و عملكرد فعلياش، به دليل برخي زياده رويهاي الپر در ورود به مسائل شخصي فرد مقابل همه كار را خراب كرد. در حقيقت اينكه عملكرد امثال علي افشاري در طول دوران اصلاحات اگر بيش از اصلاح طلبان حكومتي پرخطا نبوده كمتر از آنها نيز در شكستهاي انتخاباتي بعدي موثر نبوده است اما به دليل فشارهايي كه از سوي نظام به برخي از اين فعالان دانشجو وارد شد، نقد آنها را كمي سخت كرد.
امروز نيز كه علي افشاري و دوستان ديگرش بي پروا با بچه هاي كنگره! نشست و برخواست دارند و درباره گزينههاي آمريكا براي برخورد با ايران اظهار فضل ميكنند، اينگونه افشاگريهاي بيمنطق و كيهاني تنها اين افراد را در موضع مظلوميت و انتقاد ناپذيري قرار ميدهد. نتيجه آنكه اتفاقات روي داده پوستين وارونه ميشود و باز هم اشتباهاتشان (كه اميدوارم بي غرض باشد) در پشت پردهاي از مظلوميت ناشي از هجمه بيمنطقي كه كار الپر يك نمونه آن است پنهان ميماند.
آقاي افشاري و دوستان! در برابر اين انتقادات چنان موضع بر حقي ميگيرد كه تمام صحبتهاي الپر را توهموار به مجموعه اصلاح طلبان بيرون از حلقه دوستان تحريمياش سوق ميدهد:« ولی اخیرا وابستگان به پاره ای از جریانات شکست خورده در انتخابات ریاست جمهوری اخیر و برخی از افرادی که خود را آماده گرفتن دلارهای آمریکایی کرده اند و اینجانب را رقیب خود فرض می کنند ، آتش بیار معرکه شده اند .»
البته اصل داستان را بايد در دو + + پست الپر درباره اين مساله و پاسخ علي افشاري بخوانيد.
نكته ديگر اينكه تصميم الپر درباره تعطيلي بلاگش خيلي سادهانگاري است كمي سكوت وروزه وبلاگي بهتر است.
پي نوشت: سخنراني علي افشاري و اكبر عطري در يك جلسه در سناي آمريكا