|
اگر میهنم من را نمیخواهد من هم او را نمیخواهم، جهان فراخ است.( هوگو گروتیوس)
|
فراست عزیزم سلامی دوباره
ار پاسخت سپاس گذارم؛ پس از چندی کاهلی و سستی از اینکه دوستی این چنین جذاب برای جدل کردن را بازیافته ام خدای را شکرگزارم.
پاسخ پر مهرت، که جز این انتظاری از تو نبود، بدجوری قلقلکم داد که این بحث را ادامه دهم به امید آنکه در محیطی بهتر به طور جامع بدان بپردازیم.
سخن اول اینکه
گفتی و من هم بر آن صحه می گذارم که عدم خشونت یگانه راهی است که در این برهه از زمان می تواند "راه حل" بسیاری از مشکلات ما باشد. جایی که دست کم یکی از طرفین بتواند "ببخشد" و قطعا هر خونی که ریخته شود سرآغاز دور باطلی از خونریزیهای جدید خواهد شد این را من نیز چون تو باور دارم.
اما
گفته بودی:« اتفاقا سخن من این است که حتی با وجود حمله آمریکا و تضعیف (نه نابودی) طالبان، نه تنها دموکراسی در آنجا مستقر نشده است، بلکه ساده ترین امکانات بهداشتی نیز در اختیارشان قرار نگرفته است» در این مورد با توجه با سابقه ذهنی که از تو دارم بعید میدانستم به این سادگی سخن از استقرار دموکراسی بگویی! حمله ایالات متحده به عراق و افغانستان فارغ از همه زشتیهای جنگ و خشونت یک پیام آشکار داست و آن اینکه آمریکا بنا بر نیاز مبرم خود به امنیت و مسئولیت تامین امنیت جهانی که فکر کنم یک سوم اقتصاد آن را در خدمت خود دارد حاضر است موانع اولیه دموکراسی را از میان بردارد تا مردمان خاورمیانه هم بتواندد به سوی دموکراسی گام بردارندو گفته ای:« آیا خرج آموکسی سیلین از هواپیمای B2 و موشک بیشتر است؟!» پاسخت روشن است اما سئوالت انحراف از بحث اصلی است . حسین جان آموکسی سیلین از موشک ارزان تر است اما با آموکسی سیلین نمی توان بنیادگرایی را در دل کوههای پر پیچ و خم افغانستان دنبال کرد و جانش را گرفت( صرف نظر از بحث نوع تعامل غرب با القاعده که به نظر میرسد نوعی سیکل معیوب جدید از خشونت را بازتولید کرده است.)
من دموکراسی را بر خلاف ادعای تو فرونکاستم بلکه همین اشارت تو به اینکه هنوز دموکراسی در افغانستان پا نگرفته است خود شاهدی بر مدعای من است. هنوز در گامهای اولیه هستند اما خبرگزاری فارسی زبان افغانها با تندی بر مقامات ایرانی به علت تضییع حق پناهندگان افغانی ساکن ایران میتازد و دولت مدرن متولد نشده است حقوق شهروندانش را پی میگیرد! می بینی به چه سادگی ملتی از آن رو به این رو میشود؟ اینها ارمغانهای اولیه دموکراتیزاسیون است ؛
فراست عزیز نیک میدانی که از صمیم قلب دوستت دارم اما هنوز از تضادها درگفتارت بیمناکم که برایم نامانوس است. درحالیکه ابتدا گفته ای:« الان جامعه جهانی آنقدر کوچک شده که دیگر منتظر نمی ماند تا دموکراسی اخبار را به مردم برساند. مگر از اخبار ممالک پادشاهی بی اطلاعیم» و ادامه میگویی:« یا مگر می دانیم در آمریکا که مدعی بهترین دموکراسی در جهان است، چند نفر در کنار خیابانها می میرند و یا چند زن در اثر خشونت خانگی جان می دهند یا چند کودک مورد آزار جنسی قرار می گیرند؟ نگو که در آنجا چنین چیزی رخ نمی دهد.» الان تکلیف مخاطبن ناروشن است بالاخره اطلاع رساني هست یا نیست؟ چطور از دورن حکومتهای خودکامه با خبریم و از درون جوامع دموکرات بی خبر ؟ مگر نمی گویی جامعه جهانی کوچک شده است؟
اری من نمیدانم در امریکا چند زن در اثر خشونت خانگی جان میدهند همانطور که نمیدانم این رقم در عربستان و حتا ایران چه میزان است اما میدانم قانون در انجا آنقدر قدرتمند است که مونیکا لوینسکی الان آزادانه برای خودش بگردد و یا الیور استون با فراغ بال " متولد چهارم جولای" را بسازد و کاپولا با همه مجدودیتهایش از "اینک اخرالزمان" بگوید .
حسین جان من نمیخواهم یکسره از حق بهداست و سلامت برای نوع بشر گذر کنم اما تو خود نیک میدانی که رسانه های آزاد در درون کشور با اخبار یک رسانه بیگانه وابسته به قدرتهای مسلط کمی فرق دارد و اینکه ما بدانیم در عربستان چه میگذرد مهم نیست . مهم اینست که عربها بدانند و بتوانند آزادانه درباره آن حرف بزنند. کمااینکه الان در همسایه شمالی امریکا، کانادا قوانین به طرز سختگیرانه ای در مورد زنان دارای تبعیض مثبت است و این مساله پذیرفته شده هم هست .
فراست جان در مورد بلر هم یک نکته بگویم و ختم سخن کنم . فارغ از بحث خشونت که با تو هم رای هستم هنوزم تکرار میکنم که حق با بلر است دموکراسی برای این می آیدکه مرگ چند کودک افغان بر اثر اسهال را در بوق کنیم و بر سر آمریکایی ها وانگلیسیها بکوبیم و همانگونه که گفتی انها را مسئول بدانیم!!!
قربانت، روزنامه نگار بیکار