|
اگر میهنم من را نمیخواهد من هم او را نمیخواهم، جهان فراخ است.( هوگو گروتیوس)
|
فرمانده نیروی انتطامی در سخنانی گفته است در قبال داستان برخورد با مظاهر بدحجابی در خانمها و آقایان که شنیده شد شمال کراوات نیز شده و بعدتر تکذیب شد اینگونه گفته است: «ما در رابطه با کراوات صحبت نکردهايم، زيرا فرهنگ ايران پذيراي کراوات نيست و رواجي هم ندارد و اين در حاليست كه ناجا به صورت قانوني نيز پيگير اين مسأله نيست و در دستور کار ندارد و برخي روزنامهها در اين خصوص دروغ پراکني کردند که در شأن ندانستيم به آنها پاسخ دهيم»
فکر میکنم اگر کمی میان روزنامهنگاران اتحاد و یکدلی بیشتر بود این آقا تا عذرخواهی نکند نباید پوشش خبری داده شود. به هر حال مطبوعات شاخص افکار عمومی و نماینده آنها هستند و توهین اینچنینی از سوی پلیس به روزنامهها پذیرفتنی نیست. ایشان گفتهاند کراوات رواج ندارد و فرهنگ ایرانی پذیرای ان و نیست و نیروی انتظامی هم پیگیر قانونی این مساله نیست. اگر باور فرمانده پلیس بر این است که فرهنگ ایرانی و در حقیقت عرف مردم ایران باید موضوعی را بپذیرد یا نپذیرد، بهتر است بساط قرون وسطایی «ون»ها را جمع کند و بیش از این با اعصاب مردم بازی نکند و اداره احوال اجتماع را به اهالی آن واگذار کند.
...
زن تند و تند حرف میزند و بحث میکند، اما ظاهرا دو طرف حرف هم را نمیفهمند، دخترک چادری مقابلش با آن مانتوی سبز بلندش و ستارههای طلائی روی شانهاش، تفاوت سنی چندانی با او ندارد؛ به قولی هر دو نسل سومی هستند اما با وجود آنکه معمولا ملایم صحبت میکنند، زبان مشترکی وجود ندارد. زنی که تندوتند حرف میزد سوار اتوبوس خوشگل و نوی پلیس میشود.
دیگرانی هم همان اطراف تذکر میگیرند. زن جوانی روسریاش را جلو میکشد و قبل از هر سخن دیگری میان جمعیت گم میشود:«بله...بله...حواسم نبود». نفر بعدی مثل او شانس نمیآورد و میرود پیش آنی که تندوتند حرف میزد. هر دو نزدیک هم مینشینند.
...
یکی از فرماندهان پلیس میگوید این زنان و پسران بازداشتی به کلانتریها نمیروند و به مکانهای خاصی برده میشوند تا پس از حضور والدین و احتمالا یک تعهد کتبی و چیزی شبیه به این آزاد شوند. سایتهای اینترنتی را که ورق میزنم سایت یک خبرگزاری مدعی ارزشها عکسهایی از زنان و دخترانی که «تذکر» گرفتهاند درج کرده است. اینها نه متهمند و نه مجرم. حتی بسیاری از آنها در عرف تهران بدحجاب هم محسوب نمیشوند. اما تصاویر آنها در سایت درج میشود. صدا وسیما هم برای اینکه از رافت اسلامی یادی کند مرتب تصویر افرادی را که تذکر میگیرند از دوربینهای مخفی پخش میکند. حقوق انسانی و قانونی این افراد و حریم خصوصیشان که برای هفتاد میلیون نفر روی آنتن میرود هم که فراموش شدهاند.
...
ساعت نیمه شب را نشان میدهد اما پست همچنان بیدار است. قبلا شب آخر ارسال تقاضانامههای کنکور اینطور شلوغ میشد اما اینبار ترکیب مراجعان متفاوت است. در صف، بازار شایعه داغ داغ است. خانمی چادرش را مرتب میکند و میگوید شنیده است- شاید هم گفت خودش دیده است- که فلانجا زنی را جلوی شوهرش به دلیل بدحجابی ضرب و شتم کردهاند و دیگران هم حرفهایی از این دست میزنند. نفر عقبی که آقای مسنی است اما، میگوید که اینها همهاش بازی حکومت است برای اینکه مردم سر قضیه بنزین جرات نطق کشیدن پیدا نکنند. مرد که با عصبانیت سبیلهای چخماقیاش را میجود از روزی یاد میکند که آن دورترها – سالها 43 یا شاید هم 44- برق گران شده بود و مردم اعتصاب کردند و دولت مجبور شد برق را به قیمت قبلی بازگرداند. دیگری اما با او مخالفت میکند، میگوید مشکل گرانی بنزین نیست، مشکل این است که این سیستمی که نمیتواند کارتهای سوخت را درست توزیع کند، چطوری میخواهد جلوی تقلب در این کارتها را بگیرد. مرد سبیل چخماقی که خاطره هم خوب تعریف میکند میگوید «زمان شاه تو سر مردم زدند روسریها گرهاش سفت تر شد و چادرها محکمتر؛ اما اینها بیراهه را برگزیدهاند.» مرد خاطره گو با سبیلش بازی میکند و به دورترها در تاریکی شب خیره میشود. مرد مخالف اما باز هم از سیستم میگوید: «دیروز یکی اومده در مغازه، میگه کارت سوخت پنجاه هزار تومن!» آه از نهاد دوروبریها بلند میشود... یکی میگوید این صف هم که تکان نمیخورد.
...
یک متخصص هم درباره نسبت قیمت بنزین و قیمت تاکسی نوشته است:« اگر در کشور الف بنزین به قیمت 80 تومان به ازای هر لیتر سهمیه بندی شود و اگر سهمیه بنزین تاکسی ها 30 لیتر در روز شود و اگر بنزین فراتر از سهمیه روزانه به قیمت واقعی (در این مساله آن را 400 تومان فرض کنید) عرضه شود مطلوب است قیمت تاکسی بعد از اعلام این خبر.
راه حل: با داشتن تاکسی فرد می تواند روزانه حدود 29 لیتر بنزین را با سود حدود 300 تومان در بازار آزاد بفروشد (20 تومان سهم دلالان فرض شده است) و لذا روزانه درآمد خالص 8700 تومانی یا به عبارت دیگر سالانه حدود سه میلون تومان درآمد خالص داشته باشد. اگر نرخ بهره بدون ریسک در ایران 15% باشد و فرض کنیم که این سیاست چند سال ادامه داشته باشد قیمت تاکسی باید به حدود "بیست میلیون تومان" برسد. اگر فرض کنیم سیاست فوق فقط دو سال ادامه داشته باشد و بعد از آن تاکسی به قیمت سابق آن ارزش گذاری شود در این صورت حداقل 4-5 میلیون تومان به قیمت جاری تاکسی اضافه خواهد شد.»
...
میگویند [...] یک روزی گفته بود دولت به تار مو و لباس جوانها کاری ندارد. گفته بود اصلا اینها مشکل مردم و دولت نیست. [...] هم میگوید که هدف از این کار جلوگیری از تجاوز به عنف و موارد دیگری مثل مبارزه با قاچاق مشروب بوده است. تجاوز به عنف واژه آشنایی است. این روزها در صفحات حوادث روزنامهها اخبار آنرا بیشتر میخوانیم، با خودم فکر میکنم دخترانی که برای حجابشان تذکر میگیرند قاعدتا قربانیان اصلی این تجاوزها هستند و نه عاملان آن، پس ... ظاهرا اینبار هم قرار است صورت مساله پاک شود. خانمها آرایش نکنند و لباس اینطور و آنطور نپوشند که بهشان تجاوز نشود! فکر کنم این طرح بیش از آنکه ارتقای امنیت اجتماعی باشد فروکاستن ظرفیتهای اجتماعی است.
...
همه مسوولین از طرح دفاع میکنند. مطبوعات هم بیشتر فرصت را برای کوبیدن دولت مساعد میبینند. کسی به فکر آبروی مردم نیست و همچنان عکسهایی از مردم عادی به عنوان متهمان طرح ارتقای اجتماعی در مطبوعات چاپ میشود. رئیس دولت مستقیم موضعی ندارد اما مخالفتی هم نمیکند. شاید دارد به عاقبت شعارهای پوپولیستی که داده است فکر میکند.
...
روزگار غریبی شده است. پس از مدتها که سعی کردم در ایزوله خبری بمانم فکر کنم این عریضه لازم بود.