تبليغاتX
آب باریکه
اگر میهنم من را نمی‌خواهد من هم او را نمی‌خواهم، جهان فراخ است.( هوگو گروتیوس)

رئيس جمهوري در جمع گرم و صميمي مردم ايران‌دوست اندونزي !!!


جالب اينجاست كه ايسنا زير اين عكس نوشته است:
"ديدار رييس جمهور با جمعي از علما و روحانيون اندونزي/ مهدي قاسمي -ايسنا"

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/02/31ساعت 18:20  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

CNN خبر داده است که در یک جمهوری متحده اسلامی که نام انگلیسی‌اش کموروس است یک سنی نزدیک به ایران انتخابات را برده است.
احمد محمود عبداله سامبی مشهور به آیت اله که یک سنی 45 ساله است با 54 درصد آرا موفق شد به ریاست جمهوری این جزیه کوچک در جنوب غربی آفریقا برسد.98 درصد کموروس سنی و 2 درصد کاتولیک هستند.
رویتر یک گفتگوی تلفنی با وی گرفته است. :«من بر ضد  افراطگرایی و تروریسم هستم» او همچنین گفته که تنها شعار نمیدهد و به فکر رفع فقر است.
صادرات کشور کموروس شامل وانیل، نوعی ادویه معطر به نام کلاوز، و گیاهی به نام یلانگ یلانگ است اما اقتصاد این کشور از راه پولی که مهاجران اقتصادی این کشور میفرستند تامین میشود.
اصل خبر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/02/27ساعت 15:13  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

على آبادى: فوتباليست ها بايد با ظاهر مردانه در ميدان حاضر شوند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/02/21ساعت 13:13  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

یکی از دوستان قدیمی این را برایم فرستاده بود :

 

مردهاي ايراني را به چهار طريق مي توان شناخت:

 1- زير شلواري راه راه آبي دارند

۲- وقتي بستي ليواني را باز مي كنند درش را ليس ميزنند

3- هر بار كه يك قلوپ نوشابه ميخورند به شيشه نگاه مي كنند

 4- تو چهارچوب در وا مي ايستند و ميگند بفرماييد تو

 

دلم نیامد وقتی وصف حال مردان این است کمی هم درباره برخی مشاهداتم از  زنان ایرانی ننویسم:

 

1-       اگر درباره غیبت فراوانی که از دیگران می‌کنند به آنها اعتراض کنی با قیافه حق به جانب می‌گویند صفتش را می‌گویم!

2-       اگر دو ساعت درباره سوژه و ابژه و خرد ناب و جامعه باز برایشان صحبت کنی هنگام خروج از سالن به اولین کریستال فروشی که برسند ...

3-        همشون منتظرن بنیامین و بهرام رادن و دست کم دیگه ژوبین بیاد خواستگاریشون...

4-       در یک جمع که بحث فلسفی در میان است فقط یک خانم ممکن است ناگهان بگوید : "من به این جمله کانت که می‌گوید من می‌اندیشم پس هستم ! خیلی علاقه دارم"

5-       درباره  پارک اتومبیل حرف خاصی ندارم.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/02/20ساعت 11:15  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

World powers deadlocked over Iran

کاخ سفید: نامه ایران حاوی راه حل هسته ای نیست(اینجا)

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/02/19ساعت 14:14  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/02/18ساعت 17:23  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

بدترین نوع پوشش بدحجابی برای آقایان همین کت و شلواری است که می پوشند.من دیگر توضیح نمی دهم بدترین نوعش است.حتی شلوارهای اسپورتی که آقایان می پوشند بهترین نوع پوشش شان است.مگر اینجا فقط خانمها محکوم هستند؟ما محکوم نیستیم.حجاب اقتدار زن برای مرد و مرد سالاری است.اصلا کلمه حجاب یعنی اینکه در جامعه کار کن،فعالیت کن،درس بخوان،تحقیق بکن،با مردان همگام،هم دوش ،همراه ولی دور از حالات زنانگی.اما دور از عشوه و ناز و کرشمه زنانگی ...
از سخنان خانم عشرت شايق نماينده مردم تبريز در مجلس هفتم

«با هر ورزشكاري كه بخواهد با قيافه‌اي زنانه به ميادين ورزشي وارد شود برخوردي جدي و مديريتي خواهم كرد. شركت در مراسم مذهبي از ارزش‌هاي بزرگ در جامعه ماست اما مسايل فرهنگي تنها به حضور در مراسم مذهبي خلاصه نمي‌شود. براي ايراني كه تاريخي 2500 ساله دارد بسيار زننده است كه جوانان آن بخواهند با آرايش پا به ميدان مسابقه بگذارند، از همين حالا به شما تكليف مي‌كنم كه با اين روند به شدت برخورد كنيد.» معلوم است كه اين بار قضيه بسيار جدي است و حتي رييس سازمان از محروميت ورزشكاران آرايش كرده خبر مي‌دهد: «اگر روساي فدراسيون‌ها از حضور ورزشكاران با پوشش نامناسب جلوگيري نكنند من با آن‌هايي كه ريخت و قيافه زنانه دارند برخورد مي‌كنم. آن‌ها اگر از دستم در بروند نيز در آينده محروم خواهند شد. وقتي آقايي با موهاي چند رنگ و ابروهايي آرايش شده وارد زمين مي‌شود در اصل به جامعه بي‌احترامي مي‌كند. روحانيون بايد در اردوهاي تيم ملي حاضر شوند و به هدايت ورزشكاران بپردازند البته ممكن است بعضي از ورزشكاران بدون آگاهي دست به چنين كارهايي زده باشند و بايد با آن‌ها با نرمي و ملاطفت رفتار كرد.»
از سخنان علی آبادی رئیس سازمان تربیت بدنی

آيت‌الله خزعلي، عضو سابق فقهاي شوراي نگهبان گفت: «من نمي‌توانم ببينم مويي از روسري بانويي بيرون آمده، اما هر روز شاهد اين مساله هستم كه شلوارها تا زير زانو و آستين‌ها تا آرنج بالا رفته است.» آيت‌الله خزعلي ادامه داد: «ديدن اين صحنه‌ها برايم سخت و دردآور است و من تنها تاسف مي‌خورم، چرا كه در مراكش كه ورود به دانشگاه بدون كنكور صورت مي‌گيرد، بانوان تنها به دليل رعايت حجاب از اين حق محروم مي‌شوند. آن وقت اينجا دختران مانتوهاي رنگارنگ، كوتاه و تنگ مي‌پوشند و با اين پوشش به دانشگاه مي‌روند.» وي اضافه كرد: «اغلب پسراني هم كه در حال حاضر به سمت دانشگاه مي‌روند به‌خاطر اين دسته از دختران است.» آيت‌الله خزعلي تاكيد كرد: «ما به جواناني كه در خيابان‌ها پرسه مي‌زنند، اجازه نمي‌دهيم خون شهدا را پايمال كنند»
از سخنان خزعلی عضو سابق شورای نگهبان

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/02/18ساعت 17:4  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

 وزیرامورخارجه اسبق ایران و از عاملان کودتای ۲۸ مرداد در گفتگو با رادیو فرانسه بهره برداری صلح آمیز از انرژی هسته ای را حق مسلم ایرانیان و همه کشورهای عضو آژانس دانست.
زاهدی که در سال 1968 به نمایندگی از ایران پیمان NPT را امضا کرده و وزیر خارجه حکومت سابق ایران از 1966 تا 1973 بوده است درباره برنامه هسته ای ایران در زمان شاه گفته است:«هدف ايران، يافتن يك منبع انرژي بود كه بتواند جايگزيني براي نفت باشد . زيرا شاه معتقد بود با اين روند استخراج نفت، ايران روزي مجبور خواهد شد آن را براي نيازهاي خود خريداري كند. او قصد داشت براي توليد انرژي به فنآوري صلح آميز اتمي متوسل شود و از نفت تنها در ساخت محصولاتي كه ارزش بيشتري دارند، استفاده شود. او تصريح كرد، هدف برنامه هسته اي ايران نظامي نبود. اما با اين حال، كاملاً بديهي است زماني كه فنآوري صلح آميز هسته اي به دست مي‌آيد، مرحله نظامي آن نيز قهرا در پي خواهد آمد. يعني اگر كشوري مهارت هاي اساسي اين فنآوري را به دست آورد، گسترش و توسعه آن نيز خود به خود حاصل خواهد شد. البته اين روند كمي آهسته و طولاني است، اما به هرحال با ادامه كار به دست خواهد آمد. او در اين خصوص تاكيد مي‌كند كه اگر انرژي نظامي هسته اي تحت نظارت هاي بين المللي به دست آيد، ديگر مشكلي پيش نخواهد آمد. »
وي در تاييد سخنان خود مورد اسراييل، هند و پاكستان را پيش مي‌ كشد كه هرگز پيمان منع گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي را امضا نكردند، ولي امروز در زمره قدرت هاي اتمي به حساب مي‌‌آيند و اين مصداق بارز سياست يك بام و دو هوا در دنياست كه منصفانه نيست.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/02/17ساعت 23:59  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

سنگي بر گور را خواندم... روايت زخم تنهايي هايي يك نويسنده، كه به قول خودش "اين چهارصد و بيست متر مربع" حياطش خالي مانده است و درد بي فرزندي اش...
كتاب را جامه دران زده است اينجا هم متن كاملش روي وب است متن چاپي هم كه براي اولين بار پس از سال ۶۰ چاپ شده تقريبا كامل است-به جز چند كلمه در برخي جايها- از دست ندهيد...
در اين‌باره:  سنگي بر گور سنت

+ نوشته شده در  جمعه 1385/02/15ساعت 12:39  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

ما برای اندیشیدن زندگی نمی کنیم
بلکه
می اندیشیدیم برای اینکه زنده باشیم
 
رامین جهانبگلو دستگیر شده ... امیدوارم اتفاق بدی نیافتد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/02/13ساعت 17:3  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

گفتگوي مدير يك روزنامه با يكي از اعضاي گروه اقتصادي

 

مدير:  سفر خوب بود؟

خبرنگار: بد نبود اما پذيرايي و رسيدگي به ميهمانان زياد مناسب نبود تا ] شهرمقصد[ تنها بوديم و خيلي هزينه‌ها را خودمان داديم.

مدير: خوب اينا رو تو گزارش بنويش

خبرنگار: بنويسم آگهي‌ها قطع مي‌شه ، مگه آقاي ... درباره شركت ... ننوشت و بعد آگهي‌هامون رفت...

(و اين بحث ادامه مي‌يابد)

.

.

.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/02/06ساعت 16:6  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

وقتي ماهنامه فيلم‌نگار با آن همه سخت‌گيري‌اش درباره فيلم‌نامه‌هاي ايراني؛‌فيلم‌نامه يك تكه نان را چاپ كرد مي‌بايست حدس ميزدم كه مفاهيم درون فيلم اينقدر جذاب باشد ...

بازي رضا كيانيان مانند بيشتر نقشهايي كه بر عهده داشته بسيار دل نشين بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/02/06ساعت 15:48  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

داستان این مطلب الپر درباره عملكرد اين آقا در در دوران حضورش درايران و عملكرد فعلي‌اش، به دليل برخي زياده روي‌هاي الپر در ورود به مسائل شخصي فرد مقابل همه كار را خراب كرد. در حقيقت اينكه عملكرد امثال علي افشاري در طول دوران اصلاحات اگر بيش از اصلاح طلبان حكومتي پرخطا نبوده كمتر از آنها نيز در شكست‌هاي انتخاباتي بعدي موثر نبوده است اما به دليل فشارهايي كه از سوي نظام به برخي از اين فعالان دانشجو وارد شد، نقد آنها را كمي سخت كرد.

امروز نيز كه علي افشاري و دوستان ديگرش بي پروا با بچه هاي كنگره! نشست و برخواست دارند و درباره گزينه‌هاي آمريكا براي برخورد با ايران اظهار فضل مي‌كنند، اينگونه افشا‌گري‌هاي بي‌منطق و كيهاني تنها اين افراد را در موضع مظلوميت و انتقاد ناپذيري قرار مي‌دهد. نتيجه آنكه اتفاقات روي داده پوستين وارونه مي‌شود و باز هم اشتباهاتشان (كه اميدوارم بي غرض باشد) در پشت پرده‌اي از مظلوميت ناشي از هجمه بي‌منطقي كه كار الپر يك نمونه آن است پنهان مي‌ماند.

آقاي افشاري و دوستان! در برابر اين انتقادات چنان موضع بر حقي مي‌گيرد كه تمام صحبتهاي الپر را توهم‌وار به مجموعه اصلاح طلبان بيرون از حلقه دوستان تحريمي‌اش سوق مي‌دهد:« ولی اخیرا وابستگان به پاره ای از جریانات شکست خورده در انتخابات ریاست جمهوری اخیر و برخی از افرادی که خود را آماده گرفتن دلارهای آمریکایی کرده اند و اینجانب را رقیب خود فرض می کنند ، آتش بیار معرکه شده اند .»

البته اصل داستان را بايد در دو +  +   پست الپر درباره اين مساله و پاسخ علي افشاري بخوانيد.

نكته ديگر اينكه تصميم الپر درباره تعطيلي بلاگش خيلي ساده‌انگاري است كمي سكوت وروزه وبلاگي بهتر است.

پي نوشت: سخنراني علي افشاري و اكبر عطري در يك جلسه در سناي آمريكا

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/02/05ساعت 11:59  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

به نظر شما  یک نفر برای بردن مناقصه بوفه دانشگاه چه شرایطی باید داشته باشد ...  اینجا را ببینید
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/02/05ساعت 11:19  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

ضرورت دارد با همكاري وزارت كشور و با برنامه ريزي صحيح و مقتضي شئون بانوان محترم، بخشي از مرغوب‌ترين مكان‌هاي تماشاگران در مسابقات فوتبال ملي و مهم بطور ويژه به بانوان و خانواده‌ها اختصاص يابد...
متن دستور رئیس جمهور

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/02/04ساعت 21:8  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

سر بیفکر چه افسر بر سر بگیرد و چه افسار ، تفاوت نخواهد کرد.
(در بی دولتی فرهنگ-جلال ستاری- نشر مرکز-۱۳۷۹)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/02/04ساعت 0:0  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

(برای احسان و صداقتش)

 روزهای زیادی است که اتفاق جدیدی نیافتاده است. آرمان‌گرایان دیروز، مستاصل و خسته ایستاده‌اند و به آنچه از کف داده‌اند می نگرند.

دیروزمان را یادت است؟ جلسات هفتگی حوزه، بحثهای داغ سیاسی و ملاقات‌ها و ... مدارایمان را که از یاد نبردی؟ تایپ و تکثیر در صد نسخه با دوازده هزار تومان ...

روزگار خوبی بود و کمی فراغت از دنیا داشتیم. هنوز اسیر مدل تلویزیون و رج فرش و مارک یخچال نبودیم ... وام بانک پارسیان و قسط عقب مانده وام و دغدغه‌های مالی، هنوز برایمان غریب بودند...

امروز رفاقتمان پنجساله شده است ... به خیلی جاها دست یافتیم، که اصلا قابل کتمان نیست، اما من هنوز در حسرت یکی از آن جلسه های پر حرارت حوزه له له میزنم... دعوای کودکانه بر سر اصلاحات و فلان نطق پیش از دستور و فلان جلسه محرمانه؛

این روزها گاهی با خودم می‌گویم ای کاش هیچ وقت پایم به آن حوزه باز نشده بود و شماها را نمی‌دیدم هیچگاه مجال بهتر اندیشیدن را نمی‌یافتم. این قفسه کتاب لعنتی و آن آرشیو روزنامه‌ها را نداشتم و فارغ از هر اندیشه‌ای آسوده می‌بودم. اما چه فایده از این افسوس که وارد مسیری شده‌ایم که بازگشتی ندارد. حواست باشد با فروختن کتابها و دور ریختن روزنامه‌ها و حتا تن دادن به ازدواج با یکی از آدمهای "بیرونی" مشکلی حل نمی‌شود. زخم را با بستن نمی‌توان درمان کرد.

باید حواسمان باشد که برای ما به جز آرمانهای‌مان روزنه ای امیدی نیست باید برای آنها سختی بکشیم. وقتی وارد حوزه‌ای شدی که الان هستی و نوع دیگر بودن را انتخاب کردی باید حواست می‌بود که بازگشتی در کار نیست. اینجایی که ایستاده‌ای بازگشتی همراه با سربلندی ندارد راحت‌تر بگویم یا بمیر یا مبارزه کن.

مرگ آرمان‌های ما مرگ خود ماست مجسمه‌هایی خواهیم شد ایستاده و بی تفاوت بی‌نا و بدون هدف ...

دوست عزیز من همه ما روزی خواهیم مرد بهترین تصویرش در گوشه‌ای آرام میان کتابهای‌مان ، که بهترین دوستانمان هستند، و احتمالا عزیز که دیر یا زود در کنارش خواهیم نشست. اما در آن روز که گرداب زندگی ما تمام شود تنها یک چیز لبخند را بر لبانمان نگاه خواهد داشت: "آرمان‌هایمان"
احسان خسته‌ام، برای من و تو هیچ اتفاق جدیدی رخ نخواهد داد،  اگر بخواهیم به قول خودت همرنگ جماعت شویم حتا ازدواج ما هم برایمان اتفاق جدیدی نخواهد بود،

   باید نوع دیگر بودن‌مان را هیچ گاه از یاد نبریم و در طراحی آینده آن را هدف اصلی قرار دهیم و گرنه اگر حتا آن کارخانه‌ای را که در آن کار می‌کنی بخری ارضا نخواهی شد و برایت هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.

+ نوشته شده در  شنبه 1385/02/02ساعت 22:51  توسط روزنامه نگار بیکار  | 

 افسوس

 

بهمن ماه سال گذشته و به عبارت دقیقتر در هفتمین روز این ماه اتفاق روی داد که در نوع خود امری مبارک و استثنائی به شمار می آید.

به همت یکی از عزیزان علاقمند مسائل سیاسی ایران و گروهی ازدوستان پیرامون ایشان بهزاد نبوی و عزت اله سحابی به عنوان نماد دو جریان مهم سیاسی ایران در سالهای پس از انقلاب با یکدیگر ملاقات کردند.

در این ملاقات که بهزاد نبوی در همان جلسه آن را نخستین دیدار پس از مناظره تلویزیونی سال 61 دانست دو طرف و بیشتر مهندس سحابی نقدهای خود و جریانی که مدافع آن بود را از مجاهدین انقلاب بیان کرد و نبوی نیز در مقام پاسخ و توضیح برآمد و در مجموع طرفین به حداقلی از همدلی مشترک در برخی زمینه ها رسیدند و در برخی موارد نیز رفع کدورتهایی شد و البته در چند مورد خاص نیز طرفین بر سر حرف خود ایستادند.

در طول جلسه معلوم شد که نقدهای سحابی همانهایی است که قبلا با محسن آرمین داشته است و حال در حضور نبوی تکرار میشد.

به هر حال جلسه با روبوسی این دو خاتمه یافت اما قرار شد این دست جلسات برای اینکه بتوانند در فضایی سالمتر و برای رفع سو تفاهم ها و نه ایجاد سو تفاهم های جدید ادامه یابند فحوای جلسات رسانه ای نشود و بین علاقمندان حاضر در جلسه باقی بماند.

اما افسوس نمیدانم به چه دلیل مهندس سحابی در مصاحبه با خبرنگاری که خود در ان جلسه حاضر بود و به عقد موجود میان طرفین آگاه، انتقادهای خود را یک طرفه با خبرگزاری کار ایران در میان گذاشت و البته عکس العمل نبوی در این باب که به دلیل عقد بسته شده در این جلسه چیزی در پاسخ نمی گوید کمی فضا را متعادل کرد اما احتمالا حتا با وجود اینکه نبوی از امکان برگزاری جلسات مشابه سخن رانده مصاحبه غیرمنتظره سحابی با ایلنا ادامه مسیر را کمی دشوار کرده است.

+ نوشته شده در  جمعه 1385/02/01ساعت 10:58  توسط روزنامه نگار بیکار  |