|
اگر میهنم من را نمیخواهد من هم او را نمیخواهم، جهان فراخ است.( هوگو گروتیوس)
|
مهندس حمید عرب زاده در گفتگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری مهر افزود : بنا بر اظهارات مسئول قسمت فیش برداری کتابخانه در حادثه آتش سوزی روز چهار شنبه گذشته حدود 24 تا 25 هزار جلد نسخه کتاب در آتش سوخت و یا توسط آب از بین رفته است.
به نظر شما کجای دنیا آتش سوزی در یک کتابخانه مهم را با آب خاموش می کنند؟ آیا برای نابودی کتاب میان آب و آتش فرقی هست؟
جامعه اطلاعاتي و حواشي آن
دموكراسي آتني در عصر ارتباطات
اجلاس جهاني جامعه اطلاعاتي امروز با حضور نمايندگاني از سراسر جهان آغاز شد. آزمون ورود به دنياي جديد و اتصال به بزرگراههاي اطلاعاتي و «جهان جديد» آغاز شده است و دومين و آخرين نشست «جهاني» آن در روزهاي آتي مشخص خواهد كرد كه پيشگامان دولتي و غيردولتي چه برنامهاي براي جامعه اطلاعاتي و توسعه آن انديشيدهاند و در حد فاصل نشست اول و دوم تا چه حد به توافقات صورت گرفته پايبند بودهاند. متن کامل
خبرگزاری "حیات" خبر داده است که:
"امروز نام « نطنز » براي ملت ايران فقط يادآور گلابي كم نظير آن نيست , بلكه نام نطنز در تاريخ معاصر با پيشرفته ترين فناوري جهان امروز گره خورده و اين فناوري هسته ايست كه اكنون « تحفه نطنز » است ."
فکر می کنید این عبارت پر معنا از سوی چه کسی صادر شده است؟
پاسخ را در پاراگراف آخر سرمقاله امروز روزنامه ... در اینجا بیبینید.
یک روز ژاک شیراک و جرج بوش و احمدی نژاد رفتند پیش خدا.
جرج بوش از خدا پرسید: خدایا! تا دو سال دیگر در کشور من چه اتفاقی می افتد؟ خدا گفت: تا دو سال دیگر چند طوفان دیگر در کشورت می آید، خانه های مردم را سیل از بین می برد، وضع اقتصادی خراب می شود، مردم از صبح تا شب به تو بد و بیراه می گویند، و احتمالا دیگر به تو رای نمی دهند. بوش با شنیدن این حرف افتاد روی زانوهایش و زار زار گریه کرد.
ژاک شیراک از خدا پرسید: خدایا! تا دو سال دیگر در کشور من چه اتفاقی می افتد؟ خدا گفت: تا دو سال دیگر تمام شهرهای کشور تو دائما شورش خواهد بود، مردم ماشین ها را آتش می زنند، تعدادی از مردم و پلیس کشته می شوند، وزیر کشور و نخست وزیرت استعفا می دهند و مردم دچار فقر و بیکاری می شوند. شیراک با شنیدن این حرف افتاد روی زانوهایش و زار زار گریه کرد.
احمدی نژاد از خدا پرسید: خدایا! تا دو سال دیگر در کشور من چه اتفاقی می افتد؟ با شنیدن این حرف خدا افتاد روی زانوهایش و زار زار گریه کرد.
کامل در روزآنلاین(این متن اثر ابراهیم نبوی است!)
عشق
اين است
كه مردم
ما را با هم اشتباه بگيرند.
وقتي
تلفن با تو كار دارد
من پاسخ بگويم.
و اگر دوستان
به شام دعوتم كنند
تو بروي.
وقتي هم
شعر عاشقانه جديدي
از من بخوانند
تو را سپاس بگويند.
(نزارقباني)
- تا کی میخواهی در این شهر باران زده و نمناک برای بچه های فقیر اعانه جمع کنی؟ تا کی؟
- تا زمانی که عدالت سوئیسي شما به گیلان ما هم برسد.
نمایش ملودی شهربارانی را جاي شما خالي رفتيم ديديم . بازي دانيال حكيمي پس از سالها دوري از تاتر فوق العاده بود. ساير بازيهاي تاتر اما در مجموع متوسط بود. نكته جالب اينكه نورپردازيهاي صحنه كامپيوتري بود و همان اوائل كار قاطي شد و ۵ دقيقه ابتدايي نمايش تكرار شد. فرض كنيد مثلا در ابتداي كار كه همه صحنه بايد تاريك باشد ناگهان يك پرژكتور قرمز روزي قالي در گوشه ديگري از صحنه(نقطه مقابل ايستادن بازيگري كه روي صحنه بود) روشن و خاموش شد.
به هر حال نمايش خوبي بود مخصوصا با بليط ميهمان ويژه!!!

یک
صدای حسین حسین و علی علی از توی مسجد بیرون می آید و به دنبال آن دستهایی که با تمام قوا بر سینه ای کوبیده میشود. شب احیا است اما دقایقی که می ایستم می بینم خبری از یاد خدا نمیشود باز هم گوش میدهم صدای روضه است و ذکر مصیبت و متوسل شدن به دامان ائمه؛ به سراغ مفاتیح خودم میروم و آن را می گشایم:
اللهم ...
دو
تلفن زده با صدای گرمش ، دوست جدید و عزیزی است با بغضی پنهان و آمیخته به شوخی میگوید خدا احیای دیشب را از شما قبول کند ما که سعادت نداشتیم خدا ما را دوست نداشت و نتوانستیم بریم احیا.
به او گفتم خدا دلش مثل ما کوچک نیست فقط این بیت را از یاد نبرکه حضرت حافظ میگوید:
میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست
تو خود حجاب خودی حافظ ، از میان برخیز