|
اگر میهنم من را نمیخواهد من هم او را نمیخواهم، جهان فراخ است.( هوگو گروتیوس)
|
پيرمرد لنگان لنگان بين ماشينها جا به جا مي شد و دسته پاكتها را در دستانش حركت ميداد و از حافظ براي نانش شبش مايه ميگذاشت.
درز شيشه را باز كردم و يكي برداشتم . دويست توماني را هم بهش دادم . سعي كردم تا كمتر ديده شوم، نگاه سنگين كناري آزارم ميداد. پاكت را گشودم. اين آمده بود:
دوش ديدم كه ملائك در ميخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند
ساكنان حرم ستر و عفاف ملكوت
با من راه نشين باده مستانه زدند
جنگ هفتادودو ملت همه را عذر بنه
چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند
«کسی نمیتواند آنچه را می داند، بیاموزد زیرا آن را میداند. و کسی نمیتواند آنچه را نمی داند بیاموزد، زیرا دیگر آن را نمیداند، وقتی می آموزد نمی تواند آن را به عنوان یک حقیقت تشخیص دهد.»
نقل به مضمون از ارسطو
«نمی خواهم به مدرسه بروم چون در آنجا چیزی یاد میدهند که من بلد نیستم»
مارگاریت دوراس
محمد رضا زائري كانديداي تصدي گري پست سردبيري روزنامه همشهري شده است. زائري در دروه اي رئيس خانه روزنامه نگاران جوان بود و نشريه خانه را راه اندازي كرد و كلي هم كار و بارش به راه بود تا در جريان چاپ نامه دختر جواني به يك روحاني مجتهد و طرح پرسشهايي از سوي آن دختر درباره امام خميني و انقلاب و ... خانه توسط مرتضوي توقيف شد.
زائري الان سردبير همشهري محله است. البته بعد از خانه چند وقتي از او خبري نبود مدتي هم تيپ خاصي از نشريات را در مي آورد مثل اين وحالا در دولت احمدي نژاد و با توجه به گرايش شخصي او به رئيس جمهوري نامزد پست خوبي مثل سردبيري همشهري شده است.زائري يك موسسه انتشاراتي هم به نام صرير هم دارد كه كتابهاي خودش را چاپ ميكرده است.
وبلاگ زائري / وبسايت زائري

وطن ما تحليل جالبي درباره تلويزيونهاي ماهواره اي ارائه داده است ، بخوانيد و نظر بدهيد، البته اميدوارم ادامه اش را هم زودتر بنويسد. لينك مستقيم مطلب
يكبار دكتر سعيد حنايي كاشاني در جايي گفت كه :آخوند آخوند است. اين روزها مصاحبه برخي از روحانيون از طيفهاي مختلف را كه مي خوانم و مي بينم هنوز عادت دارند در مورد چيزي كه از ان سر در نمي آورند حرف بزنند مي فهمم دكتر حنايي بيراه نگفته است. اين لينكها را نگاهي بياندازيد.
حسن خميني:
جدال تحجر و سكولاريسم جريان اصيل ديني را تهديد ميكند
و «دينخرافي» و«سكولاريسم» هردو به يك مقصد منتهي ميشوند
لينك
غرويان:
عالمان و روشنفكران در زدودن تحجر و سكولاريسم از چهرهي جامعه نقشي مهم دارند
لينك
در ضمن مثل اينكه مكاتبه اخير دكتر سروش با بهمن پور كه در سايت ايشان ميتوانيد رد يابي اش كنيد و سخنراني اش در سوربن كه از صراط ميشود آن را ابتیاع نمود و بسيار جالب است (فكر كنم روي سايت دكتر هم هست)بدجوري توي ذوق سنتي ها زده است. به اين يك نگاهي بياندازيد:
احمد خاتمي:
سروش با ورود به حوزه سیاست تحت لوای اندیشه، نشان داد که مشکل او حکومت دینی و اسلام ناب محمدی (ص) است
لينك
هر کس حق دارد از استراحت و فراغت و از محدودیتِ معقول ساعات کار و تعطیلیهای ادواری با استفاده از حقوق برخوردار باشد.
ماده ۲۴ اعلامیه جهانی حقوق بشر
يك كاست جديد خريدم با عنوان هفت. البته دو تا كاست است در يك پكيج با طراحي جلد نسبا خوب و جالب اسم گروه هفت است و اسم كاستها هم هفت-۱ و هفت-۲ .
خواننده اصلي كار كه سبكش شبيه كارهاي راك است حميد گودرزي بازيگر خوش چهره تلويزيون و سينما است كه انصافا صداي بم خوبي دارد، شهاب حسيني هم دكلمه خوان است.
در وب هم مشخصات آلبوم در اينجا و اينجا آمده است.

تعداد نیروهای انتظامی حاضر در محل بدین نحو بود : برای هر نفر از حاضرین دو مامور، معلوم بود شعاری که زنان سر می داند تاثیرگذار بوده است ؛ آنها می گفتند : " آمریکا، انگلیس فکر نکنید ما زنیم، توی دهنت می زنیم ".
گزارش خواندني خبرگزاري مهر از تجمع زنان بسيجي مقابل سفارت بريتانيا
با اين اتفاق جديد و مصوبه جالب مجمع به نظر ميرسد مطابق معمول سالهاي اخير بنا بر قانون متداول سياست در ايران "قدرت همانجايي ميرود كه هاشمي آنجاست!" در اينباره يك گزارش خوبي هم روزآنلاين زده يك نگاهي بياندازيد بد نيست.
قبض آب و برق این خانه هنوز به اسم "طوفانیان" می آید، دوستی می گفت چند سال قبل، همسر ارتشبد طوفانیان برای بازپس گرفتن خانه اقدام کرد ولی وقتی فهمید که خانه ، تبدیل به " آسایشگاه جانبازان" شده است، بخشید و رفت...نمی دانم چرا یاد سکانس به یادماندنی "آژانس شیشه ای" می افتم: حاج کاظم با خشم ، خطاب به مدیر آژانس می گوید: " معرفت اون اجنبی که ویزا داد از توی هموطن بیشتره !" ...و قصه پرغصه جانبازان همچنان ادامه دارد!
متن گزارش خبرگزاري مهر از ديدار دو نميانده مجلس هقتم با جانبازان
گزارشهاي شرق گزارش شرق آنلاين گزارش آرش گزارشهاي رويداد گزارش كيهان
از عجائب كنگره مشاركت اين بود كه نبوي با يزدي خوش و بش كرد!!!
شاهزادگان دو دسته اند:
۱- آنان كه زن مى گيرند. ۲- آنان كه سلطنت مى كنند!
( این جمله عبارت پایانی داستانی کوتاه است که در ضمیمه جمعه شرق چاپ شده بود متن کامل)
خيلي دور خيلي نزديك
هميشه دستي ميرسد ، هنگامي كه در عمق چاهي تاريك هستي و صدايت به كسي نميرسد از همه جا نااميد هستي و هيچ وقت هم به پروردگاري باور نداشته اي اما دستي ميرسد.
دكتر نقش اصلي فيلم جراح مغز واعصاب است. كاركشته هم هست و به قول خودش بسيار كساني را با دستان خودش نجات داده است اما دريغا ...
ميگويد خدا را خودمان ساخته ايم تا ه روقت كم آورديم كارها را گردن او بياندازيم ... راستي خدايي كه من ميشناسم هم در همين حدود است !!! هر وقت از بي احتياطي خطري از بيخ گوشمان ميگذرد يادش مي افتيم كه اره اون بالا هست ...
پنجره ها
پرنده اي مي آيد و فضله اي بر روي شهر مي اندازد و همه جا را قارچ ميگیرد و بعد طاعون!
نميدانم بينندگان تانر پنجره ها در پشت پرده طنز اجتماعي فرهاد آئيش تا چه اندازه به انسانيت نهفته در متن نمايش آگاه شدند. مونولوگهاي آئيش و نصيريان در تمام تاتر همين مفاهيم بزرگ انساني را تداعي ميكرد. از همين منولوگ بالايي كه تلميحي به بمب اتم است بگيريد تا بقيه نمايشناه خواندني آئيش.
چقدر سفيدي خوب است ، وقتي سفيدي است همه چيز خوب است و ... بعد هم شاهكار صحنه پاياني تاتر:
«اين سفيدي براي اين خانه سنگين است»
اول
وقتي انسان اجتماعي شد يعني فهميد نفع زندگي جمعي از فردي شكاركردن و فردي زيستن بيشتر است كم كم سر و كله اديان هم پيدا شد و به تبع آن براي ساختار اجتماعي بشر ساماني تعيين شد هر قومي بنابر ضرورتهاي عرفي خود صاحب ديني شد وانبوه از اديان و سبكهاي پرستش متولد شدند.
كم كم اديان اهلي رو به تكامل رفتندو كاربدانجا رسيد كه خاتميت قطعي شد و بشر براي انديشيدن سبك زندگي جمعي به تكامل رسيد. اما رنج دينداران آنقدر زياد بود كه اديان نتوانستند پايان خود را اعلام كنندو هر ديني موعودي را وعده داد و رفت؛ زرتشت از سوشيانس گفت و يهود از ماشيه و مسيح از بازگشت دوباره روح عيسي و اقليتي از مسلمانان از مهدي(عج).
دوم
(عج) مخفف اينست كه خدايا در ظهور موعودي كه وعده دادي عجله كن! از بچگي هم در گوش همه ما خواندند كه دعاي فرج يادمان نرود. اما من كمتر قانع شدم كه چرا بايد براي ظهور مهدي دعا كنم. دوست نداشتم براي چيزي كه درباره اش بيشتر افسانه ها بافته اند تا واقعيتها را متولد كنند دعا كنم. البته گاهي هم ميترسيدم كه اگر در زمان ظهور باشم قبل از همه در صف اول مخالفان مهدي قرار بگيرم. بالاخره ما هم تا حدودي كه بچه شيعه بوديم ديگه!
سوم
يك نفري خواب ميبيند كه امام زمان به او ميگويد در رويتايي اطراف قم من گاها ميروم وجاي خوبي است بعد آن فرد مسجدي را بر اساس خوابش در آنجا بنا ميكند ميشود زيارتگاه شيعيان و امروزه پس از انقلاب مسجد جمكران از يك خواب ساده به مكان مقدس شيعيان تبديل شده است.
چاهي هم در انجا گذارده اند تا نامه هاي شيعيان را به امام زمانشان برساند و پستخانه ممالك محروسه اسلامي شود. و اخيرا البته هم جاي چاه جابجا شده است( در اثر طرح توسعه مسجد جمكران) و هم زنانه مردانه اش كرده اند. يعني شده دو تا چاه.
اين همه ميراث ما از مهدويت و موعود است. يك مسجد و يك چاه،البته حاكمانمان هم خود را جانشينان مهدي ميدانند.
چهارم
اينها به جاي خود براي معتقدينش محترم. اما موعود من كجاست؟ درباره اش انديشيده ام ولي ترجيح ميدهم ننويسم.