|
اگر میهنم من را نمیخواهد من هم او را نمیخواهم، جهان فراخ است.( هوگو گروتیوس)
|

همميهنان گرامي؛
با توجه به نتايج اعلام شده انتخابات رياست جمهوري كه حكايت از آن دارد كه آقايان هاشمي رفسنجاني و احمدينژاد به دور دوم راه يافتهاند، ما امضا كنندگان بيانيه زير عليرغم آنكه مواضع كاملا متفاوتي در مرحله اول انتخابات داشتهايم، از آقاي اكبر هاشمي رفسنجاني در مرحله دوم انتخابات حمايت كرده و به طور جدي از همگان ميخواهيم تا براي جلوگيري از آنچيزي كه به عقيده ما يك فاجعه بسيار نزديك و در كمين است، به هاشمي رفسنجاني راي دهند.
از تمامي فرهيختگان منتقدي كه به آينده و سرنوشت ايران اهميت ميدهند ميخواهيم تا در شرايط كنوني، از بحثها و نقدهاي تفرقهافكن خودداري كرده و ضمن رايدادن به هاشمي رفسنجاني ديگران را نيز دعوت به راي دادن به ايشان كنند.
برای امضا و سایر قضایا به وبلاگ علی معظمی بروید . . .
عزیزان تحریمی و دوستان عزیزی که ا زقبل هم با من نظر موافق نداشتید، به خاطر روی گل شما بخش نظرات این مطلب را بستم! در ضمن برای اینکه مساله عدم ثبات رای و اینها برایتان ایجاد نشود ، این دو نوشته من را که ۱۸ بهمن و ۲۸ اسفند پارسال در مورد اهمیت هاشمی نوشتم ، را هم بخوانید.
این هاشمی دوست داشتنی ( هاشمی کفشهای میرزا نوروز اصلاح طلبان)
همیشه موثر ( رفتارشناسی هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری)
این مطلب توسط دوست عزیزم حسین فراستخواه نوشته شده است و چون بلاگ اسکای توسط داتک فیلتر شده و فراست قابل دسترسی نیست من متن آن را اینجا میاورم.از دست ندهید.
ساختارهای غیر دموکراتیک و توتالیتر [= تمامیت خواه]، برای تثبیت پایه های قدرت خویش، از تمام ابزارهای موجود بهره می جویند. معمولاً هدف آنان، تأثیرگذاریِ روانشناختی و رفتاری است؛ به نحوی که مخصوصاً در عصر ما، بهره برداری از ابزارهای تبلیغاتی و رسانه های هدفمند، مانند رادیو و تلویزیون، یکی از اصلی ترین و اثربخش ترین روشهای القای نامحسوس خواسته های قدرت از شهروندان [و مردم] به شمار می آید. ساختار قدرت – که هرگز نمی خواهد قدرت خود را از دست دهد- تمام نیروی خود را با استفاده از امکانات و دانش روز به کار می بندد تا تصمیمات مردم را طوری جهت دهی کند که سرانجام به نفع قدرت تمام شود. طبیعی است در برهه هایی که مردم [= جامعه مدنی] گرایش به عدم همکاری با قدرت [= دولت] دارند و می خواهند به آن شیوه، عدم مشروعیت دولت را اثبات کنند، دولت نیز به روشهای دیگری متوسل می شود. بنابراین اگر جامعه ای بر آن باشد که ساختار قدرت فاقد پشتوانه مردمی و فاقد بنیان دموکراتیک است، باید «آگاهی اجتماعی» خود را همواره حفظ کرده و به آنچه می بیند اعتماد نکند. زیرا آنچه می بیند، معمولاً صورتی آراسته از اهدافی جاه طلبانه و استبدادی است. و اگر نتواند با «تحلیل محتوا» به آن اهداف پی ببرد، متأسفانه شکست خورده و باز هم به گوشه ای کشیده می شود. غایی ترین هدف یک دولتِ غیردموکراتیک و توتالیتر، کوچک کردن جامعه مدنی است. جامعه مدنی یعنی مردم، نهادهای مدنی، اصناف، سندیکاها، سازمان های غیردولتی، تشکلهای دانشجویی، تشکلهای کارگری، نخبگان، و به طور کلی همه افراد و گروههای بیرون از بدنه حاکمیت و قدرت.
یکی از آسیبهای بسیار مهلکی که در ساختهای تمامیت خواه شکل گرفته و رشد و نمو می یابد، رفتارهای لمپنی و لاابالی گریِ سیاسی و لات بازی اجتماعی است. در هر جامعه ای معمولاً افرادی هستند که به سیم و زر می توان خریدشان و اینها حاضرند هرگونه عمل غیراخلاقی و حتی خشونت آمیز و ولنگارانه ای را انجام دهند. نمونه های تاریخی بسیاری را برای آن می توان برشمرد. چه در ایران و چه در کشورهای دیگر. از جمله در ایران به پدیده «شعبان بی مخ» که در کودتای 28مرداد 1332 علیه دولت ملی محمد مصدق نقش داشت می توان اشاره کرد. همینطور از لمپنیسم دانشجویی در شیلی که موجب سقوط دولت آلنده شد، می توان نام برد و موارد دیگر بسیار. مردم هر جامعه ای باید حافظه تاریخی خود را حفظ کنند زیرا حافظه تاریخی، بخشی از همان آگاهی اجتماعی است. حافظه تاریخی به ما کمک می کند با شبیه سازی وقایع، به کشف نیّات قدرتها پی ببریم و بدانیم چگونه و به چه روشی باید با آن به مبارزه بپردازیم.
دموکراسی تنها روشی است که ایدئولوژیزه نمی شود. پوپر از وینستون چرچیل نقل می کند که ... دموکراسی بدترین شکل حکومت است که بهتر از آن تاکنون شکل نگرفته است. بنابراین تنها راه برای مبارزه علیه توتالیتاریسم، مبارزه بدون خشونت برای دموکراسی است. دموکراسی ساختاری است اخلاقی که اگر حتی حاکمانی غیراخلاقی بر سر کار بیایند، ناگزیرند به روشهای اخلاقی تن دهند. از این رو، ساختار دموکراتیک، همواره ساختاری سالم تر از بقیه ساختارهاست و آیینهای دموکراتیک همواره آثاری بهتر بر جای می گذارند.
در جوامع در حال گذار [به دموکراسی] ، شهروندان و جامعه مدنی نقش اصلی را ایفا می کنند. به عبارتی، سکوت و انفعال شهروندان به معنی بی اعتنایی به دموکراسی است. هرگز از دولت تمامیت خواه نمی توان انتظار داشت که شالوده های دموکراسی را پی افکند. البته از هیچ دولتی به عقیده من نمی توان چنین انتظار گزافی داشت. دموکراسی رابطه مستقیمی با کنشهای مدنیِ مردم و شهروندان دارد. رویکردِ دموکراتیک، نگاه به حقوق شهروندی و حقوق بشر است. در این حالت، حقوق بشر نه یک شعار که تجلی یک خواستِ عمومی است. حقوق بشر، حقوق انسان مدرن در جامعه مدرن تعریف می شود و دموکراسی شیوه حکمرانی در این جامعه و بر این انسان قلمداد می گردد.
طبیعی است برای نیل به این هدف (خروج از توتالیتاریسم و گذار به دموکراسی)، روشهای متنوعی وجود دارد که هر کدام باید در سطح اجتماع آموزش داده شده و تمرین شود. اما آنچه نباید مغفول واقع گردد، این است که این روشها باید، مبتنی بر خشونت پرهیزی و منتهی به آگاهی باشند. فرایند مبارزه برای آزادی و دموکراسی، ناگزیر باید فرایندی خشونت پرهیز باشد تا ساختار اصلاح شده، ساختاری پایدار و با حداقلِ هزینه های انسانی و اجتماعی و حداقلِ آسیبهای مزمن باشد. و علاوه بر آن، مبارزه برای آزادی و دموکراسی، باید در وهله نخست علیه «دروغ» شکل بگیرد و منتهی به آگاهی شود. در این راستا تأکید من روی «حق بر حقیقت» است. در مسیر تلاش برای این منظور، به تدریج لمپنیسم هم کاهش می یابد و ساختار قدرت ناگزیر از شفاف سازی می گردد. همچنین اطلاعات درونی و بیرونی مردم به تعادل می رسد. منظور از اطلاعات بیرونی (Outside Information) و اطلاعات درونی (Inside Information) چیست؟ به طور خلاصه در هر جامعه ای پاره ای از اطلاعات در دسترس مردم است و پاره ای اطلاعات در دسترس گروهی خاص که در بدنه قدرتند. هرچه فرد به رأس هرم قدرت نزدیکتر باشد، به اطلاعات دورنی بیشتری دسترسی پیدا می کند. در جوامع دموکراتیک به دلیل شفافیت دولت و گسترش رسانه های آزاد و همچنین جریان آزاد اطلاعات، میزانِ اطلاعات درونی چندان زیاد نیست و عموماً همان میزان معدود، توسط خبرنگاران ماجراجو و یا صاحبان سابق و اسبق قدرت، فاش می شود ولی در نظامهای غیر دموکراتیک، میزان اطلاعات درونی به شدت بالا است و این به بروز پدیده ای به نام تئوری توطئه کمک می کند. در این ساختارها فسادها آشکار نمی شوند و به این دلیل چاره ای هم برای اصلاحشان اندیشیده نمی شود و این فساد به صورت مزمن ریشه می دواند و تبدیل به یک روال و عرف می شود و معمولاً بزرگترین و هولناکترین لطمات نیز از همین مقاطع شکل گرفته و عفونت شان جامعه را فرا می گیرد. تعادل میان اطلاعات بیرونی و درونی، مانع از بروز چنین مشکلی می شود و این جز با روشهای خشونت پرهیزِ پخش و اشاعه امکان پذیر نیست.
یکی دیگر از مسائلی که شهروندان و جامعه مدنی برای گذار به دموکراسی باید نسبت به آن اهتمام جدی داشته باشند، ریسک پذیری فعال است. این مسئله را آنتونی گیدنز در مقاله ای با عنوان «جامعه ای که می خواهد از گذشته خود خلاص شود» مطرح می کند. او معتقد است که ریسک، پذیرفتن خطراتی است که عملا در ارتباط با آینده مطرح می شود. ریسک، ویژگی جامعه ای است که عملاً سعی دارد تا از گذشته اش خلاصی یابد. به عبارتی دیگر، ریسک مشخصة تمدنیِ جدید است. ریسک پذیری، شاخص پویایی جامعه است و موجب تحولات اجتماعی و اقتصادی بنیادین می شود. هدفم از بیان این مسئله، آن است که جامعه تحول خواه و پیشرو که می خواهد از گذشته خود خلاصی یابد و می خواهد به دوران جدیدی گام نهد و در پی حکمرانیِ خوب (Good Governance) است، باید ریسکِ فعال کند؛ ما می توانیم در خانه های خود بنشینیم و منتظر باشیم که اتفاقی بیفتد و با کمک گروهی از نخبگان و یا کنشگرانِ سیاسی و اجتماعی و یا حتی عوامل خارجی، تحولی در جامعه رخ دهد. این هم ریسک است، اما کاملا نمودی است بیمار و منفعل از آن. ریسک پذیریِ فعال، بدین معنی است که ما خود را ذی مداخله در امور جامعه بدانیم. کنشگر باشیم و نه تماشاچی؛ تماشاچی هایی که گاه هورا می کشند و کلاه می اندازند و گاه ناسزا می گویند و هو می کنند. ملتها با آزمون و خطاهای تاریخی خود زندگی می کنند و ما نیز از این قاعده مستثنی نیستیم. ما نیز باید دست به آزمون و خطاهایی بزنیم. اگر پیشرفتهای اندک و یا شکستهای گذشته مانع از ادامة آگاهانة راه شوند، دچار پَسرفت و ارتجاع خواهیم شد و تمام راهِ هرچند کوتاهی را که پیش آمده ایم، دوباره به عقب رانده خواهیم شد. اگر هدف ما نیل به دموکراسی است و اگر حقوق شهروندی و حقوق بشر از بزرگترین آمال ماست و نیز اگر در جستجوی اعادة حیثیت انسانی خودمان به عنوان موجوداتی دارای شعور و شخصیت هستیم و نمی خواهیم در جامعه مان مزد گورکن از آزادی آدمی افزون باشد، باید ریسک کنیم و از این فرصت پیش آمده استفاده نماییم. تحریم انتخابات، از دست دادنِ یک آیینِ حداقلّیِ دموکراتیک است. در جامعه ای مثل جامعه ایران که هنوز پایه های دموکراسی تحکیم و تثبیت نشده است و جز یکی- دو آیین، دیگر مکانیسم های گوناگون اِعمالِ حقِ دموکراتیک وجود ندارند ، عدم استفاده از ظرفیتهای موجود و تحریم انتخابات بدون توجه به پیامدهای نامعلوم، مبهم و خطرناک آن، در محدوده گزینش عقلانی نمی گنجد. شعار هوادارانِ جوان معین که «یک برگ رأی تمام سهم من از دموکراسی است» چندان بیراه نیست. بنابراین تا استقرار کامل دموکراسی از تمام ظرفیتهای موجود آن استفاده کنیم.
امروز بیش از آنکه 27 خرداد باشد، شبیه 27 مرداد است. در شعبه های اخذ رأی، عده ای با استفاده از همان شیوه های لمپنیستی، آرای برخی مراجعان را که اطلاعات زیادی ندارند و یا زود تحت تاثیر قرار می گیرند، به کاندیدای خاصی سوق می دهند. اگر بنا به همان دلایلی که نمی خواستیم رأی دهیم، اکنون آمده ایم تا به برنامة دموکراسی خواهی و حقوق بشر رأی دهیم، باید به مقابله با این لمپنیسمِ مرتجع برخیزیم و بگوییم که هرگز نمی خواهیم جامعه با شیوه های سطح پایین و ارتجاعی و عوامفریبانه اداره شود. هرکس به نوبه خود با تأکید بر روش عدم خشونت باید چراغ آگاهی را در خانه، گروه و اجتماع پیرامون خود بیفروزد. مبارزه علیه دروغ و شانتاژ را باید از همین لحظه آغاز کنیم. مبارزه بدون خشونت، اثربخش ترین نوع مبارزه است. ایجاد فضای گفت و گو و استفاده از تمام امکانات پخش و اشاعه راه دشوار دموکراسی را هموارتر خواهد ساخت.
فردا انتخابات است. این را همه میدانیم.
برنامه دیروز میادین با برخورد بد نیروی انتظامی آنطور که می خواستیم د رهمه جا پیش نرفت. در میثدان رسالت بچه ها دوبار توسط نیروی انتظامی دستگیر شدند در حالیکه بنا بر قانون هیچ تخلفی مرتکب نشده بودند. میدان انقلاب هم علیرغم شکل گرفتن حلقه های گفتگو پلیس به سرعت و کمی خشونت بچه ها را متفرق میکرد و بارها آنها را مورد تهدید لفظی قرار داد. درمیدان امام حسین هم با وجود استقبال گسترده مردم و وارد شدن بچه ها به مسجد هنگام اذان مغرب و به جماعت خواندن نماز در کنار بر و بچه های احمدی نژاد باز هم پلیس محترم موش داونده است. الان هم ذفتر ستاد نسیم با یک گله پلیس زیر نظر است. بچه ها آخر شبی حسابی میدانهای شمالی شهر را آباد کردند. استقبال از معین خوب بود.
دوستان تحریمی هم همچنان در یوتوپیایی که نخواهد آمد غرق هستند . یکی از دوستانم د روبلاگش نوشته است که شرکت د رانتخابات بهایش شرف و مال و ناموس است. خیلی ناراحت شدم به هر حال زمانی که بسیاری از هم وطنان ما میخواهند شرکت کنند و رای بدهند و بسیاری هم می خواهند با تحریم اعتراض خود را نشان دهند به کار بستن الفاظ نا مناسب نسبت به هم غیر اخلاقی است.
من خودم با وجود حجم بالای زمانی که در ستاد بودم و وقت گذاشتم برای مصطفی معین تا به حال به خودم اجازه ندادن به یک دوست تحریمی بگویم بی شرافت بی ناموس و یا اینکه به او بقوبلانم بچه است و عقلش نمی رسد و یا فهم سیاسی ندارد و احساساتی است. د رحالیکه بسیاری از نزدیکانم مرا با این عنوانها متهم کرده اند. اشکالی ندارد بالاخره تاریخ ثابت خواهد کرد. . .
ما مخلص همه شهروندان ایران زمین هستیم تحریمی و غیر تحریمی ، اما به عنوان حرف دقیقه آخر:
نگذارید به جای شما تصمیم بگیرند.
نگذارید بدون بازی کردن مدال باخت بر سینه تان بیاویزند
نگذارید تمام سهم ما از دموکراسی از بین برود .
همانگونه که در بیانیه نسیم خطاب به معین آمده بود اگر این فرصت از دست برود درچهارسال آینده حتا با حکم حکومتی هم نمیتوان انتخابات نیمه رقابتی داشت.
انسان در محدوده ای از جبر مطلق ، زاده شدن و به دنیا آمدن و در کل آنچه آن را به ناحق حق حیات نامیده اند و در حقیقت تکلیفی است برای بودن ، زندگی را آغاز کرده و از ازل به او فهمانده اند تمام آزادی اش را باید در همین محدوده و تنگنای جبر الهی بجوید.
"آزادی انتخاب" در میان همه گونه های آزادی ، در تاریخ دوران مدرن مورد توجه قرار گرفته است. و انسان به شخصیت فردی اش همواره به دنبال یافتن حق انتخاب کردن بوده است حق اینکه بتواند میان خیر و شر بدون قیم انتخاب کند. انسان اما هرگز و زمانی که دنبال آزادی بوده است به رنج مضاعف آزاد بودن
نمی اندیشد. چه آنکه آرمانشهر آزادی آنقدر او را می فریبد و مجذوب می سازد که فرصت اندیشیدن به دنیای پس از آن را نمی یابد.
انسان آزاد - نه به آن معنایی که در اندیشه سیاسی امروزین متداول است – همواره پس از یافتن آزادی اش با رنج مضاعفی روبروست. رنج انتخاب و مسئولیت پس از انتخاب ؛ تجربه انسان دنیای مدرن نشان داده است که انسانها همواره رنج انتخاب را برای کسب شیرینی آزادی به جان خرید اند.
شاهد آن هم دور از دسترس نیست. مگر نه اینکه آزاد زیستن ؛ در حقیقت خود را در معرض انتخاب قرار دادن است و انتخاب کردن رنج بی پایانی است که ما را رها نمیکند. این یا دگری؟ کدام راه؟ کدام شغل؟ کدام مرد؟ کدام زن؟ کدام کار؟ و آزادی ما در نهایت منتهی به دشواری بی پایان انتخابهایی است که در تمام زندگی رهایمان نمیکنند.
داستان دموکراسی هم از این دست است ، انسان به صفت نیاز جمعی اش سالهای بسیار راه پیموده است و امروز به مقبولترین راه رسیدن به تصمیم جمعی رسیده است : دموکراسی . دموکراسی نماد آزادی انتخاب جمعی آدمیان شده است. اما در پس خود همچنان رنج انتخاب را نهان کرده است. رنج برگزیدن و البته مسئولیتهای پس از آن. گر چه در زندگی خصوصی رنج انتخاب و پس از آن رنج انتخاب نامناسب محدوده کوچکی از اطرافیان را در بر می گیرد اما در زندگی جمعی و تصمیم سازی های جمعی، غلبه بر رنج انتخاب، ما را در مسئولیت سنگین تر پاسخگویی به رنج جمعی انتخابهای نادرست قرار میدهد.
و از این روست که گاهی با خود می اندیشم که زیستن و دموکراسی چه میزان به هم نزدیکند و انسان به هویت فردی و جمعی اش و تصمیمهایی که با هم نوعان میگیرد و یا به تنهایی ، همواره منتظر رنجهای بیشتری است. چه میشود کرد انسان است و آزادی و رنج انتخاب ؛ زیستن است و دموکراسی!
1.
داتک ابله blogsky را فیلتر کرده است و وبلاگ روزبه و همسرش سولماز و حسین عزیرم را نمیتوانم ببینم . واقعا این یکی رو کم داشتیم .
2.
تجمع زنان جلوی داشنگاه تهران واقعا اتفاق جالبی بوده است مخصوصا این عکس منصور نصیری حرفهای زیادی در مورد نسل جدید زنان ودختران برای گفتن دارد. بچه هایی که شاهد بوده اند روایت میکنند که حتا خانمها را با باتوم مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند . (گزارش تصویری ایسنا)

3.
انفجارهای اخیر بدجور بچه ها را دمق کرده است. اولا تهدیدهای روزنامه جمهوری اسلامی در مورد اینکه خود معینیها میخواهند مراسم روز سه شنبه را به هم بریزند و بعد از آن هم دو نفر آمده اند ستاد تهران دکترمعین ، با کارت جعلی همشهری و از سوراخ سمبه ها فیلم گرفته اند و همه را ا زنظر امنیتی نگران کرده اند. البته مثل اینکه فیلم آنها ضبط شده است اما به هر حال خطر احساس شده است.
در ضمن گویا در برازجان عده ای قصد ترور معین را داشته اند.
امنیتی تر شدن فضا به شدت به نفع قالیباف است. به هر حال مردم ما نشان داده اند هر وقت فضای ناامنی ایجاد شود از کسی د رکسوت رضاخان استقبال میکنند.
4. نظر سنجی بسیار مهم ایرنا

صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار وز او به عاشق بیدل خبر دریغ مدار
بشکر آنکه شکفتی بکام بخت ای گل نسیم وصل ز مرغ سحر دریغ مدار
حریف عشق تو بودم چو ماه نو بودی کنون که ماه تمامی گذر دریغ مدار
جهان وهر چه دراوست سهل و مختصر است ز اهل معرفت این مختصر دریغ مدار
کنون که چشمه قند است لعل نوشینت سخن بگوی و ز طوطی شکر دریغ مدار
مکارم تو به آفاق می برد عاشق از او وظیفه و زاد سفر دریغ مدار
چو ذکر خیر طلب میکنی سخن این است که در بهای سخن سیم و زر دریغ مدار
تی شرت نارنجی فسفری پوشیده و با چند تن دیگر از هواداران یک کاندید خوش تیپ آمده کولکچال.
بهش میگم : برای چی بهش رای میدی؟
میگه: چون نیرو انتظامی رو درست کرد پس میتونه ایران رو هم درست کنه!
میگم: آخه مگه مملکت پادگانه که با یک دستور از بالا مشکلات حل بشه ؟
بنده خدا همینطور مات و مبهوت منو نگاه کرد.
میگم :مگه همین اقا نبود تیر 78 خاتمی رو با امضای نامه فرماندهان سپاه تهدید کرد و گفت الان استخوان در گلو هستیم و ... ؟
میگه: خوب مملکت در آشوب بود.
میگم : هر چی بود بالاخره مملکت صاحب داره دولت داره . هزار تا کوفت دیگه داره به نظامی ها چه مربوط تو سیاست دخالت میکنن؟ مگه قانون اساسی و شخص آیت الله خمینی تصریح نکردن نظامی ها تو سیاست دخالت نکنن؟
قبل از اینکه حرفی بزنه مسئولشون که آخرای حرفمو شنیده میاد جلو غرولند کنان میگه: مگه بهت نگفتم با کسی بحث نکن!!!
شبکه یک فیلم یک کاندید به شده راست رو نشون میده که الان دیگه لباس سپاه رو تنش نمیکنه و فلسفی هم حرف میزنه.
میگه: باید توسعه انسانی در اولویت باشه و بعد مانیتور فلترون پشت سرش تصاویر چهره های ماندگار رو که با بودجه بیت المال تهیه شده رو به کام آقا ثبت و ضبط میکنه.
یادم میاد که بعضی از این چهره های ماندگار قبل از اینکه صابون ماندگار شدن به تنشون بخوره پی "هویت" رو به تنشون مالیده بودن و چه آبروی از فرهنگ ایرانی که نرفت.
فیلم گزینشی کنفرانس برلین رو هم که همه یادمونه.
باشه داداش یکی طلبت!
توجه دارین که بعضی کاندیداها چنان از ضغفهای دولت های گذشته حرف میزنن که انگار 25 ساله اپوزیسیون هستند؟
لاریجانی ( عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ، مشاور رهبری ، رئیس سازمان صدا و سیما ، از فرماندهان سپاه و . . . ) : قتلهای زنجیره ای ناشی از نبود دولت مقتدر است!
هاشمی ( رئیس جمهوری که وزیر ارشادش میرسلیم بود و وزیر اطلاعاتش علی فلاحیان و ماجرای اتوبوس نویسندگان و قتل دگر اندیشان در زمان او طراحی شد) : در رئوس برنامه های من آزادی بیان و حمایت موثر از حقوق بشر و کمک به شکل گیری و استقلال NGOهاست!
آقای هاشمی در مصاحبه تلویزیونیش میگه: انجیوها (NGOها منظورشون بود احتمالا) بستر خوبی برای آموزش کار جمعی به جوانان هستند.
میگم : بابا جان هم خودت هم هوادارت خسته نباشن ما دارم شعار میدیم استقلال نهادهای غیر دولتی و واگذاری مسئولیتهای دولت به این نهادها و بهره گیری موثر از حضور آنها در عرصه مدیریت کشور انگار نه انگار اون وقت این آقا فرق هیات رو با نهاد نمیدونه!
راستی به نظر شما آقای هاشمی میدونن کانون نویسندگان یک نهاد غیر دولتی است؟
امشب همه خیابانگرد شده اند. ماشینها بدون وقفه بوق میزنند. آدمها فریاد میزنند آزادانه می رقصند و شادی میکنند. خاتمی بعد از هشت سال بالاخره استادیوم رفت و وقتی مهمترین گل هشت سال اخیر فوتبال ایران به ثمر رسید تنها به آرامی دست زد و حتا از جای خود برنخواست. سی نفر از زنان فعال اجتماعی هم با پر رویی و سماجت فراوان بالاخره به استادیوم راه یافتند.
مردم را میبینم، در حالی که تراکت "دوباره میسازمت وطن" شعار کلیدی دکتر معین را در کنار تصویر بازیکنان و یا در قالب پرچم سه رنگ ایران به انها هدیه می دهم. دخترها و پسرهای جوان روی لبه پنجر خودروها نشسته اند و فریاد میزنند: ایران ایران . . .
جمعیت بی هدف در خیابانها راه افتاده و خودجوش به سوی مناطق و میادین شمالی شهر در حال حرکت است حتا شادی جمعی ایرانیان نیز سامان درستی ندارد بچه های ستاد نسیم ای ایران میخوانند و یار دبستانی و معین را صدا می زنند. مردم هم عموما دست رد به تراکتها رنگارنگ معین نمی زنند. یکی میگوید : ای کاش 27 خرداد هم همه اینطوری باشند !!!
کارناوالهای پولکی قالیباف و هاشمی در موجی از کارناوال شادی مردم تهران که بسیاری از آنها به ضمیمه تصاویر و تراکتهای مصطفی معین است گم شده اند." سلام بر سه مرد ایران زمین...مصدق و خاتمی ، دکتر معین" به نظر شعار خوبی نمی آید و بی ربط است ، اما جوانترها با شور فراوان آن را تکرار میکنند.
بازی را هم روی پرده دیدیم در زیرزمین ستاد بچه های ستاد دانش آموزی یک استادیوم به تمام معنا به راه انداخته اند میردامادی، رمضان زاده و خدایاری د رجمعی که کمی با آن غریبه به نظر می آیند بازی را
می بینند. شعارهای بچه ها هم بنا به شور نوجوانی نمکی شده است:
توپ تانک فشفشه ....داوره خیلی بده!!!
تیمم و تیمم و تیمم و تیمم ...این بود تیمت...وای به تیمت!!!
و ...
به هر حال مراعات حضور خانمها و مقامات رسمی میشود البته این نمونه مورد خوبی برای کسانی است که ورود خانمها به ورزشگاه را ناشدنی میدنند. خود کنترلی و یا به عبارت بهترخود سانسوری.
تهران امروز مثل یک شهر جنگ زده شاهد آشوبهای کوچولوی جوانانی بود که رها شده بودند برای ساعاتی محدود اجازه یافته بودند پر بکشند هر چند باز هم کمابیش کلاغها درخیابانهای برخی مناطق شهر جولان میدادند اما به هر حال همه چند ساعتی بیرون از ایران بودند.
امشب مردم تهران با روحیه ای تازه و انرژی تخلیه شده به رختخواب میروند و فردا صبح کمی دیرتر از همیشه برمی خیزند و زندگی همان روال قبلی خود را پی میگیرد و باز هم پر کشیدن ممنوع میشود تا بلکه سالی دیگر و روزی دیگر و جام جهانی دیگر . . .

بیانیه حمایت نیروهای ملی مذهبی و در حمایت از مصطفی معین
و جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر خواهی
متن کامل
۲- صفحه اول سایت امروز هک شده است .برای دسترسی به سایر صفحه ها اگر در ارشیو کامپیوتر خود صفحه ای از سایت امروز را دارید میتوانید از آن استفاده کنید بقیه سایت قابل دسترسی است.مثلا از لینک! به هر حال ما زیاد ازاین مسایل سر در نمیاریم.
معین در سیما دولت خود را معرفی کرد :
دولت وحدت ملی، تفاهم جهانی
دکتر مصطفی معین کاندیدای اصلاح طلبان پیشرو در اولین مصاحبه تلویزیونی خود با شبکه اول سیما ضمن تاکید بر آزادی سیاسی، قومی و جنسیتی بار دیگر اولویت سیاست خارجی خود را تشریح کرد. متن کامل


شرح عكس (از آب باریکه):
مصطفي:اكبر جان بيا با هم بريم داخل حاكميت ، بابا جان آخه ما كه با هم اين حرفها رو نداريم
اكبر: برو مصطفي برو ديگه نه جون تو نميشه ، اخه با همه آره با ما هم آره ...
شرح دیدار به روایت ایرانیان
بچه های نسیم پس از تلاش فراوان و خستگی ناپذیر باالخره گرداگرد میدان آزادی تهران به عنوان نماد آزادی فراموش شده ایران زمین حلقه زدند. علی رغم تاکید نیروی انتظامی د رمورد اینکه مسئولیت این مراسم را علیرغم مجوز رسمی وزارت کشور بر عهده نمیگیرد با حضور مقامات استانداری و فرمانداری تهران و حمایت مسئولین ستاد انتخابات استان تهران دکتر معین مراسم بدون هیچ مشکل خاصی و بدون حضور محسوس نیروی انتظامی برگزار شد.

گزارش رسمی مراسم در ایلنا و مهر بخوانید . هر چند هر دو گزارش خیلی بد تنظیم شده است و گزارش رویداد و سایت نسیم بهتر است.
قطعنامه پایانی مراسم هم که توسط کمیته محتوایی تهیه شده است به شرح ذیل است:
با یاد خدای آزاد
آزادی، یک موهبت فراموش شده!
گرد آمدن حول نمادي كه سالهاست از كنار آن ميگذريم بي آنكه به فلسفه نامگذارياش به پرچالشترين آرمان بشري بيانديشيم، بدون شك گامي است در جهت يادآوري و روح بخشي مجدد به اين برج سفيد ايستاده و فراموش شده.
امروز نسل ما پس از پشت سر گذاشتن تجربه پرهزينه پدران و برادرانش در انقلاب و جنگ و سازندگي و رسيدن به بلوغ اجتماعي در عصر اصلاح طلبي گام به گام، گرد نماد آزادي ايران آمده است تا خواستههايي از جنس همتايانش در جهان معاصر داشته باشد. ادامه


نيروي انتظامي: مسئوليت حفاظت از مراسم حامیان معین را نمی پذیریم
به گزارش كميته خبر و اطلاعرساني دفتر مركزي دكتر مصطفي معين، پس از پخش شايعاتي در مورد انجام بعضي تلاشها براي لغو برنامه تبليغاتي دكتر معين در ميدان آزادي، جواد امام، رئيس ستاد انتخاباتي نامزد اصلاحطلبان پيشرو در استان تهران، در گفتوگو با خبرنگار ما خبر داد كه سردار طلايي، فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ به مسئولان استانداري تهران اعلام كرده كه نيروي انتظامي هيچ مسئوليتي در مورد «پاسداشت آزادي» كه قرار است عصر سهشنبه در ميدان آزادي برگزار شود به عهده نميگيرد.
طلايي علت اين مسئله را ازدحام جمعيت و اختلال در ترافيك منطقه عنوان كرده و تلويحا خواستار لغو آن شده است.
رئيس ستاد انتخاباتي دكتر معين در استان تهران خاطر نشان كرد: «مجوز برنامه پاسداشت آزادي از فرودين ماه صادر شده و همچنان به قوت خود باقي است.»
وي افزود: «در اين برنامه قرار است به صورت نمادين زنجيرهاي انساني تشكيل شود و افرادي كه در اين زنجيره حضور دارند همگي با كاورهاي متحدالشكل و كارت شناسايي از مردم عادي متمايز هستند و با يك نظم حداقلي اين برنامه قابل برگزاري است و مشكلي ايجاد نخواهد شد.»
در پيگيريهاي به عمل آمده هر گونه لغو مجوز اين برنامه از سوي مسئولان استانداري و فرمانداري تهران تكذيب و اعلام شد كه عدم حضور نيروي انتظامي در تأمين نظم اين برنامه مشكلي در اعتبار قانوني مجوز ايجاد نخواهد كرد.
در تماسي كه با دفتر سردار طلايي براي كسب اطلاعات بيشتر در مورد واكنش نيروي انتظامي تهران بزرگ در مورد برگزاري اين برنامه برقرار شد، مسئولان دفتر وي توضيحات ارائه شده به مسئولان ستاد انتخابات دكتر معين در استان تهران را كافي دانسته و از بيان توضيحات بيشتر خودداري كردند.
شرق: نسل سومى هاى ياريگر معين (نسيم) روز دهم خردادماه سال جارى در همايشى نمادين با عنوان پاسداشت آزادى گرداگرد ميدان آزادى حلقه مى زنند. شعار محورى ستاد نسيم در اين همايش كه ساعت هفده روز سه شنبه برگزار مى شود «يك برگ راى، تمام سهم من از دموكراسى» است. علاقه مندان به مشاركت در اين زنجيره انسانى مى توانند به نشانى: خيابان وليعصر، بالاتر از خيابان زرتشت، كوچه جاويد، شماره ۱.8 مراجعه كنند و يا با شماره تلفن ۸۹۱۵۳۲۴ داخلى ۲۰۸ تماس بگيرند
والعصر ان الانسان لفي خسر الا الذين امنوا و عملو الصاحات و تواصو بالحق و تواصو بالصبر
سلام به تمامي دوستان و عزيزان
و سلام به شما آقاي دكتر معين
لزوم يادآوري حق و صبر در زمانه ما كه هيچ معياري براي گزينش حق و هيچ چشماندازي از آینده صبر وجود ندارد از اين روست كه تاكيد كنيم شما براي رسالتي آمديد كه قرار بود جز افكار عمومي و خواست مردم هيچكس بر آن رسالت تاثيرگذار نباشد.
آقاي دكتر معين! شما بايد بياييد و براي اين آمدن دلايل گوناگون داريد:
از شروط اوليه و اساسي شما تحقق انتخابات آزاد بود. تحقق انتخابات آزاد به عنوان حداقل راه رسيدن به دموكراسي و اكنون حداقلي از انتخابات رقابتی محقق شده و بجز چند گروه بقيهي گروههاي سياسي در صحنه حضور دارند و نيامدن شما خدشهاي به انتخابات آزاد است و لطمهاي جبران ناپذير به فرايند دموكراسي. مطمئن باشيد چنانچه عرصه را به غير واگذاريد چهار سال آينده حتي با حكم حكومتي هم نميتوان انتخابات رقابتي برگزار نمود.
آقاي دكتر معين! ايران و مردم آن شايستهي برخورداري از دموكراسي هستند. آقاي دكتر معين تمام ناظرين در خارح از كشور منتظر نحوهي استقرار دموكراسي در ايران هستند و اگر ما به دنبال نفاهم با جهان هستيم و به دنبال سهم شايسته خود در نظام بينالمللي ميگرديم بايد به اين حساسيت احترام بگذاريم.
دكتر معين شما بايد بياييد و ار فرصت به وجود آمده براي پيگيري انتخابات رقابتي استفاده كنيد. آقاي دكتر معين بسياري از طرفداران شما بيشتر از آنكه منتظر كنار كشیدن شما باشند منتظر اين هستند كه ببينند شما چگونه مطابق با رويهاي كه داريد اين تهديد حقوق مدني را به فرصت تبديل كرده و در مورد نوع و روش عملكرد شوراي نگهبان، در مورد نظارت استصوابي و در مورد حكم غير قانوني حكومتي و در بارهي انتخابات آزاد و حتي در مورد واژههاي نامتعارفي چون امتثال نظر ولايي موضعگيري نماييد.
آقاي دكتر معين اين حق شما بود كه صلاحيت شما تاييد شود و در انتخابات حضور داشته باشيد، در حقيقت در اين مسير امري كاملا معمول صورت پذيرفته، دستوري از جانب رهبر به يكي از زيرمجموعههاي منصوب خود ايشان صادر شده است، تنها همين.
آقاي دكتر معين در اينجا رعيت قانون منجر به تضييع حق كانديداها شده تا جايي كه رييس مجلس هفتم و رهبر از اعتبار خود مايه ميگذارند. به راستي اين چه قانونگرايي است كه به از ميان رفتن حق شهروندان منتهي ميشود؟ اين سوال از شما نيست. اين سوالي است كه شما بايد و بايد در عرصهي انتخاباتي به نمايندگي از اين شهروندان مطرح كنيد.
آقاي دكتر معين، اگر ميخواهيد پرچم اصلاحگري به دست گيريد، بايد اصلاحطلب بازيگر باشيد و نه تماشاگر. اگر ميخواهيد اين پرچم را فروگذاريد بايد بدانيد كه در طول چند ماه تلاش بسياري از نيروهاي اصلاحگر درون جامعه صورت گرفته است تا شما به مردم بيشتر معرفي شويد و شما تنها تصميم گيرنده نيستيد. آقاي دكتر معين شما بايد پيگير برنامههاي اصلاحات باشيد. برنامههاي در قالب اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي.
آقاي دكتر معين همانگونه كه همگي شاهد بوديم مهمترين دليل رد صلاحيت شما پذيرش حاكميت دوگانه بوده است. وليكن تمام همراهانتان بر اين عقيده استوارند كه فضاي شكل گرفته فرصتي دوباره براي تثبيت تز حاكميت دوگانه و تنها راه برونرفت از وضعيت بنبست است.
شما خود ميدانيد، ايران و مردم ايران ديگر به سوي قهرمان مداري نخواهند رفت. شما كه در جهت تحقق شكلدهي به تئوريها و تفكرات اصلاحطلبانه به ميدان رقابت گام نهادهايد بايد بدانيد كه اين ميدان ميدان عمل است و عملگرا بودن. بايد در ميدان مبارزه وارد شد، ايستادگي كرد و امتياز به دست آورد، در غير اين صورت ميتوانيد كنار گود باشيد و از خطر كردن هم پرهيز كنيد و به ازاي آن با موجي از احساسات قهرمان پسندانه روبرو باشيد.
ولي به ياد داشته باشيد گره مشكلات بزرگ با دستهاي واقعي باز ميشود نه با دستهاي تخيلي.
آقاي دكتر معين همهي ما منتظر آمدن شما هستيم كه با آمدنتان حرفهاي زيادي براي گفتن خواهيد داشت:
1- آقاي معين، ابايي از پذيرفتن حكم حكومتي نداشته باشيد كه احراز صلاحيت در صلاحيت شما بوده است. ابايي از اينكه اين حكم حكومتي بوده است نداشته باشيد كما اينكه ما نيز آن را حكم حكومتي نمي دانيم. اين حق شما بوده است كه صلاحيت شما تاييد شود .
2- آقاي معين، باشيد تا حاكميت دوگانه همچنان باشد و آن را پاس بداريد
3- آقاي معين، محذوفين اين انتخابات را با خود همراه كنيد و دركابينه خود راه داده و از
هم اكنون معرفي نماييد.
4- آقاي معين، دوباره و دوباره ا زحقوق اقليتهاي قومي و مذهبي و سياسي به خصوص حضور اهل تسنن در ساختار قدرت دفاع كنيد.
5- آقاي معين، شرطهايي براي نيامدن نگذاريد بياييد و بعد از مبارزه از حقوق منتقدان در بند و منتقدان خارج ا زبند اما خانه نشين دفاع كنيد.
6- آقاي معين، با اقتدارتان در انتخاب وزرا و حتي با اعلام آن حضورتان را قطعي كنيد.
و در پايان آقاي معين با زبان شما سحن مي گوييم و از زبان رهبر انقلاب شما كه نگذاريد انقلابتان به دست نااهلان و نامحرمان بيافتد.
همانا انسان در سختي آفريده شده است.
والسلام
همراهان شما در ستاد نسيم
فردا نظر مصطفی معین در مورد آمدن یا نیامدن به صحنه انتخابات اعلام می شود. این نظر صرفنظر از آنکه چه باشد دارای یک اهمیت تاریخی است و آن تاثیر ژرف آن بر فرآنید دموکراسی و مبارزات سیاسی برای به دست آوردن یک انتخابات رقابتی در ایران است.
ما در ستاد نسیم ( نسل سومی های یاریگر معین ) در دو مقطع نظرات خود را در غالب یک نامه و یک بیانیه کوتاه که توسط یکی از دوستان درهمایش حامیان معین در روز پنجشنبه خوانده شد به ستاد مرکزی و شخص دکتر معین اعلام کردیم. به شهادت حاضران در سالن بیانیه ستاد نسیم بین دو یا سه بیانیه و سخنرانی پخته و قابل اعتنای مراسم بود. تا جایی که اشک رمضان زاده و خانیکی و دانش را در آورد و بارها با تشویق حضار سخنان دوست عزیزی که به نمایندگی از تیم تهیه کننده بیانیه مسئولیت سخت خواندن آن را بر عهده گرفته بود قطع شد.
متن این بیانیه را ان شااله در اینجا خواهم گذاشت اما باز هم لازم دیدم خلاصه ای از فحوای این دو سند مهم ستاد نسیم را برایتان بازگو کنم. تحریمیهای عزیز خدا بیدارتان کند . . . !
اول/ معین باید بیاید زیرا :
1-1- همانطور که پیش از انتخابات بارها از سوی فعالان سیاسی اعلام شده بود حضور معین کف انتخابات آزاد است و این حداقل تا کنون تامین شده است.
1-2- خدشه ای که نیامدن معین به صحنه به روند تلاش برای حداقلهای انتخابات رقابتی ( به عنوان پیش زمینه انتخابات آزاد ) در ایران وارد میکند به حدی است که هیچ تضمینی نیست چهار سال آینده حتا با حکم حکومتی بتوان در حد همین حداقل هم انتخابات رقابتی داشت.
1-3- تایید صلاحیت معین حق وی بوده است و حال این حق تامین شده است بقیه اش به قول سعید حجاریان سناریویی بوده است برای از میدان به د رکردن معین که نیامدن وی که تن دادن به این سناریو به معنای مرگ اصلاح طلبی درون حاکمیتی است.
1-4- معین ، مشارکت و مجاهدین انقلاب نشان داده اند که بیش از آنکه طرفدار اصلاح طلبی تماشاگرانه باشند خواهان اصلاح طلبی بازیگرانه هستند و این جز با حضور در صحنه بازی و بهره گیری از هر موفعیتی برای پیشبرد روند اصلاحات ممکن نیست.
1-5- منتقدان عمده امروزی معین در مورد ورود او دو دسته اند اول هواداران نهضت آزادی و دیگر دانشجویان افراطی تحکیمی که این دو گروه تا پیش ازاین نیز تز تحریم انتخابات را به انحا مختلف دنبال می کردند و سخنان امروز آنها و نامه های گوناگونی که به معین مینویسند محلی از اعراب ندارد. از یاد نبریم که هیمن تحکیمی های علامه حتا طاقت شنیدن سخنرانی های معین د ردانشگاه را نداشتند و از زیر مجموعه خود خواستند که میزبانی معین را بر عهده نگیرد پس آنها نه دلسوز معین هستند و نه باید با طناب آنها در چاه تحریم رفت.
دوم / آمدن معین نیز قطعا به سادگی نباید صورت گیرد و با توجه به هزینه ای که از جیب معین و هوادارانش رفته است باید حداکثر برداشت از حساب شورای نگهبان صورت گیرد.
2-1- معین برای اینکه همه آنچه با نیامدنش صورت می گیرد رخ ندهد باید بیاید اما باید با صراحت مطلق انتقادات خود از روندهای غیر قانونی نظیر نظارات استصوابی ، حکم حکومتی و به تازگی امتثال نظر ولایی را طرح کند.
2-2- معین باید بیاید و برخی خط قرمزهای نانوشته قدرت در ایران را نسخ نماید او باید در کابینه خود ائتلاف ملی دفاع از آزادی انتخابات را راه بیاندازد باید از اقلیتهای سیاسی ( ملی مذهبی ها و نهضت آزادی) از اقلیتهای قومی ( کردها بلوچه و عربها) اقلیتهای دینی ( به طور خاص اهل تسنن ) و همچنین خانمهای توانا در کابینه اش بهره گیری کند تا اجماع ملی بر سر او و کابینه اش صورت گیرد تردید نکنید که این معین از خاتمی توانمند تر خواهد شد.
2-3- معین باید بیاید و اعلام کند آمده است تا حاکمیت دوگانه را ،که امروزه مغضوب حاکمیت است ، بازسازی کند و خود رئیس جمهور شهروندانی بداند که خواهان وارد شدن معین به فتنه پشت پرده حاکمیت ایران و شفافا سازی ان به سود مردم هستند.
حرف آخر / دو نکته در بیانیه نسیم بود که به نظر میرسد مهم است اول اینکه معین اگر بیاید رئیس جمهور خوب و اگر نیاید یک قهرمان است و گره گشای مشکلات امروز ما نه دستهای خیالی یک قهرمان که دستهای واقعی یک رئیس جمهور است.
در بند آخر بیانیه نسیم خطاب به معین نیز امده بود: " .. و در پایان آقای معین با زبان شما سخن میگویم و از زبان رهبر انقلاب شما که نگذارید انقلابتان به دست نااهلان ونامحرمان بیافتد. "
سعید حجاریان در همایش تصمیم گیری هواداران معین برای شرکت یا عدم شرکت باز هم مثل همیشه توانست با زیرکی خاص خودش، از یک شکست وآشفتگی پیروزی بسازد. او با بیان اینکه عفو شاه یکبار در زمان قدرتش بود و یک بار در اثر اوج فشارهای انقلاب این اقدام علی خامنه ای را در مورد تایید صلاحیت معین ، از جنس دوم برشمرد. او با تحت تاثیر قرار دادن سالنی که همگی برای او میگریستند شعار درود بر حجاریان سر میدادند گفت که تنها نصیب او از اصلاحات صندلی چرخ دار بوده است . حجاریان دور دوم اصلاحات را که باید زنده شود نیاز به خون تازه و (با خنده) جانبازان تازه دانست. او همچنین تصریح کرد بخشهای زیادی از حاکمیت با حکم حکومتی اداره میشوند و این مساله تازه ای نیست.
مذاکرات وین تمام شده و نشده خبر عجیبی بر صفحه تلویزیون بی بی سی نقش بست که نشان می داد مذاکرات د رمراحل خوبی به سر می برد. سازمان تجارت جهانی درخواست ایران برای گفتگوهای اولیه ورود به این سازمان را پذیرفت . بی بی سی تصریح داشت آمریکا در برابر ایران سدی ایجاد نخواهد کرد و همچنینی تصریح می شد اقتصاد ایران توان پذیرش سریع این مساله را ندارد و ممکن است روند عضویت سالها به طول بیانجامد. درخواست اولیه ایران در سپتامبر 1996 به سازمان تجارات جهانی ارائه شده بود.
متن بیانیه کوتاه ستاد نسیم به مناسبت درگذشت رحیم موذن زاده اردبیلی:
حي علي خير العمل
بانگ ملكوتي موذن زاده اردبيلي به خموشي زميني گرائيد.
با خبر شديم غروب روز 5 شنبه و ساعاتي ميان اذان ظهر و اذان مغرب ، موذني كه نواي آسماني اذان را ايراني كرد رخت زندگي دنيوي را بست و به سوي معبودي كه ساليان بسيار صدايش مي زد شتافت.
از اين پس هر رمضان سحر و افطار جاي او بر سفره هامان خالي است ولي صداي گرمش همچنان دركنار ما خواهد بود.
يادش گرامي باد
نظر سنجی ها حاکی از بهبود عالی موقعیت معین بوده اند
در آخرین نظر سنجی انجام شده معین با ۲۵ درصد در کنار هاشمی که مدتهاست روی ۲۷ درصد ایستاده است قرار داشت با این حساب و با توجه به آرای مطلقا منفی هاشمی که درصد قابل توجهی بود شانس معین برای انتخاب شدن در دوم افزایش یافته بود. لازم به ذکر است در این نظر سنجی قالیباف با ۱۹ درصد در جایگاه سوم بوده است.
صلاحيت چهار نظامی و دو روحانی تاييد شد
بهزاد نبوي: ردصلاحيت معين را فقط از چشم شوراي نگهبان نميبينيم
تاجزاده: هر دولتی بیاید دولت کودتاست!
تاجزاده نیز پس از شنیدن خبر رد صلاحیت با بیان اینکه نظر خود وی تحریم انتخابات است گفت با این اوصاف هر دولتی روی کار بیاید آن را دولت کودتا میدانیم.
معین :ناسپاسی است بابت برداشته شدن بار مسئولیت از دوشم شادمان باشم
مصطفی معین پس از شنیدن خبر رد صلاحیت در جمع اعضای ستاد انتخاباتی اش حضور یافت و وقتی یکی از اعضا نظر وی را پرسید و از او خواست یک جمله برا ی ثبت در تاریخ بگوید با بیان اینکه از برداشته شدن بار مسئولیت و خدمت به مردم نمی تواند خوشحال باشد آن را ناسپاسی دانست